گرفتند . اما دولت ايران دريافت كه هجوم « قزاقهاى كافر » بدون اطلاع تزار روس الكسى ميخائيلويچ انجام يافته است . ارتش شاه عباس دوم به سال 1649 قندهار را به زور پس گرفت و كوششهاى مغول كبير براى بازپسستاندن اين استان بىنتيجه ماند . در زمان شاه عباس دوم پيگرد سنيان از سوى دولت قطع گرديد .
قيام مردمى گيلان به سال 1629 در نتيجه تحميل مالياتهاى سنگين بر مردم آن استان بود : گيلان تا پيش از پايان سدهء 16 نيمه مستقل بهشمار مىآمد و پس از آن تبديل به ملك شخصى شاه شد ، شاه عباس تخفيفهائى را كه از لحاظ مالياتى براى استانهاى مركزى ايران قائل شده بود ، به مردم گيلان نداد ؛ در گيلان همانگونه مانند پيش ميزان مالياتها سنگين بودند . در آوريل 1629 براى نخستينبار فئودالهاى محلى پديد آمدند ، اينان پس از مرگ شاه عباس اول ، موقع را براى بازسازى استقلال پيشين گيلان مناسب ديدند .
آنها يكى از نوادگان مطرود شاه عباس اول را كه وابسته به دودمان خانهاى بيهپس گيلان به نام كلينجار سلطان بود ، پيدا كردند ، او را فرمانرواى گيلان شناساندند و ملقب به « عادلشاه » كردند . « تودههاى بينوا و مردم محروم و بىنام و نشان » پيرامون او گرد آمدند و متحد شدند . شماره خيزندگان به سى هزار تن رسيد . ديرى نپائيد كه قيام دهقانان بگونه مستقل آغاز شد و عادلشاه و اميران زيردستش ديگر نقش فعالى در اين جنبش نداشتند .
وزير شاه در گيلان بيهپس برآن شد « ارتش بدبخت چركينجامگان » را قلع و قمع كند ، اما خودش بهسختى شكست خورد . پس از اين رويداد وزير ، كلانتر شهر و قسمت مهمى از اشراف گريختند . « ارتش چركينجامگان » رشت ، فومن ، لاهيجان و شهرهاى ديگر را تصرف كردند . سرتاسر اين استان به دست قيامكنندگان افتاد .
در رشت خيزندگان انبارها و خزائن دولتى را تصرف كردند ، 200 خروار ( 60 هزار كيلو ) ابريشم خام را كه بهوسيله مأموران شاه بهعنوان ماليات از دهقانان گرفته شده بود ، از انبارها بيرون ريختند و آنها را به رعايا و مالياتدهندگان و محرومان بخشيدند .
دولت شاه سركوبى اين قيام را به سارو خان طالشى سپرد . نامبرده چريكهائى را از اميرنشينهاى مجاور و اشراف گيلان كه به شاه صفى وفادار بودند ، گردآورد ، از عدم تشكل و عمليات بدون سازمان خيزندگان بهره برد و به سال 1629 در نبردى نزديك كوچصفهان آنها را شكست داد . عادلشاه اسير گرديد و در اصفهان زير شكنجه قرار گرفت .
قيام سركوب شد ، اما دستههاى پراكندهاى از دهقانان در جنگلهاى انبوه گيلان پنهان شدند و گاهگاهى به نبردهاى پارتيزانى عليه قدرت شاه مىپرداختند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٦٧