تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
را ] به خود راه دهند و بايد به سرعت به روستاهاى پيشين‌شان برگردانده شوند » . در نيمه دوم سدهء 15 استثمار فئودالى هرچه بيشتر شدت يافت . در يكى از فرمانهاى پايان سدهء 15 - 27 و در ديگرى - 31 و در سومى 15 اصطلاح به‌كار رفته كه مفهوم آنها ماليات‌ها و وظايف ، و حقوقى است كه خزانه دولت به فئودالهاى مشخصى بر پايهء واگذارى تيول‌ها يا پاداش‌ها ، داده است . در ميان اين اصطلاحات از ماليات‌هاى ارضى ، كار اجبارى و بيگارى نام برده شده است - به‌طوركلى ، تقريبا تمام ماليات‌ها و وظايف در زمان مغولان رواج داشته است ، حتى از كليه رعيت‌ها ، ماليات سرانه هم دريافت مىگرديده است - اين ماليات همان كوپچور بود كه بعدها به سرشمارى تغيير نام يافت - جزيه كه نوعى ماليات سرانه ويژهء نامسلمانان بود ( در زمان ايلخانان نخستين از ميان رفت ) به سال 1306 دوباره برقرار گرديد . گسترش روش مصونيت مالياتى در زمين‌هاى سيورغال و وقف ، درآمد خزانه دولت را به ميزان زيادى كاهش داد . از آنجا كه همهء اين ماليات‌هاى جمع‌آورى شده به جيب مالكان منصوب سرازير مىشد طبعا قدرت مركزى به ناتوانى گرائيد و فئودالهاى بزرگ نيرو گرفتند . اشراف نظامى - كوچ‌نشين ترك مغول و كردها در باختر ايران در زمان تيموريان و آق قوينلو مانند پيش به عنوان رهبران سياسى بر مردم فرمان مىراندند . اين اشراف با نظام خودكامگى كامل رعايا را اداره مىكردند اگرچه دهقانان قانونا آزاد به‌شمار مىآمدند . در نيمه دوم سدهء 15 ايران از لحاظ اقتصادى به سختى سقوط كرد . فرستادگان ونيزى ضمن گزارش‌هايشان دربارهء ركود كار كشاورزى در مغرب ايران ، دربارهء گرانى مواد خواربار و دربارهء ويرانى برخى از مناطق يادآوريهائى را كرده‌اند . نابسامانى زندگى شهرى در آنزمان نيز قابل ذكر است . جمعيت شهرهاى بزرگ به شدت كاهش يافت : جمعيت اصفهان به 50 هزار ، جمعيت سلطانيه به 7 هزار تن رسيد ؛ لار رويهمرفته داراى 2 هزار خانه و 5 هزار تن جمعيت بود ، در ساوه 2 هزار خانه و در نائين 500 خانه وجود داشت . دشواريهاى اقتصادى و كاهش بىاندازهء درآمد دولت مركزى باعث شد كه دولت آق قوينلو دو طرح اصلاح مالياتى را به موقع اجرا بگذارد . نخست معافيت مالياتى زمين‌هاى سيورغال‌ها را لغو كرد تا از اين راه درآمد دولت افزايش يابد ، دوم آنكه اخذ چند فقره ماليات را كه بر خلاف شريعت اسلام وضع شده بود ، لغو كرد تا وضع دهقانان بهبودى يابد . اين دو طرح به انگيزه پايدارى اشراف نظامى با ناكامى روبرو گرديد ، به نبرد انجاميد و احمد - پادشاه در اين پيكار كشته شد . پيروزى اشراف ، ستيز داخلى تازه‌اى را برانگيخت و در نتيجه اين ستيزها به سال 1500 قلمرو آق قوينلو به دو قسمت تقسيم