زمينهاى تازه چشم پوشيد ، و در حالى كه از يكپارچگى رهبرى نظامى برخوردار نبود ، اغلب به سركوبى فئودالهاى شورشى مىپرداخت ، اين شورشها گاهگاهى به وسيله خود شاهزادگان تيمورى برانگيخته مىشدند . شاهرخ به دستگاه ديوانسالارى كشورى ايرانى و روحانيان مسلمان متكى بود . او تقريبا روش سياست داخلى غازان خان را دنبال كرد - درحاليكه ميزان مشخص و دقيقى براى مالياتها تعيين كرد ، تا اندازهاى وضع دهقانان را بهبود بخشيد ، اما اين كار نمىتوانست بحران عميق اجتماعى ايران را از ميان بهبرد .
شاهرخ پس از يك رشته جنگهائى موفق شد قره قوينلو را به سختى شكست دهد ؛ جهانشاه قره قوينلو ( 1437 - 1467 ) خود را تابع تيموريان خواند . اما پس از مرگ شاهرخ ، جهانشاه اعلام استقلال كرد و خود را سلطان شناساند . او در فاصلهء سالهاى 1453 و 1457 ، از ستيز داخلى دولت تيمورى بهره برد ، و كليهء ايران باخترى را به تصرف درآورد و به سال 1458 خراسان را گرفت و هرات را اشغال كرد ، اما همين كه خبر شورش پسرش حسنعلى را در آذربايجان شنيد ، ناگزير شد با سلطان ابو سعيد سلطان تيموريان پيمان صلح ببندد ، او ضمن اين پيمان از خراسان چشم پوشيد ، اما عراق عرب ، فارس و كرمان را براى خود نگاهداشت ، زمينهائى كه در خاور دشت كوير - خراسان ، گرگان و سيستان قرار داشتند زير تسلط تيموريان باقى ماند .
جنبشهاى مردمى در نيمه يكم سدهء 15
به سال 1405 سربداران ، قيام تازهاى را در سبزوار آغاز كردند ؛ به سال 1406 قيامى مردمى در مازندران درگرفت و دوباره حكومت سيدها روى كار آمد . در خراسان فرقهء مذهبى نوينى از شيعهها به نام حروفىها پديد آمد . بنيانگذار اين فرقه فضل اللّه استرابادى بود كه با پندارهاى نوينى وارد ميدان پيكار شد . به سال 1387 تيمور او را نزد پسرش به شيروان فرستاد ، در آنجا ميرانشاه او را با دست خودش كشت . حروفىها ميرانشاه را ضد مسيحى مىشناختند ، اما دودمان تيمور را نزد خدا ملعون برمىشمردند .
حروفىها يادگارهاى ادبى بسيار پرارزشى باقى گذاشتهاند ، آنها ضمن پخش اعلاميههائى بر پايهء حديثى ، ظهور فورى مهدى « فرمانرواى شمشير » را پيشگوئى و يادآورى مىكردند كه به محض ظهور امام غايب ، عوامل بيدادگرى يعنى فئوداليزم بيدرنگ نابود خواهد شد و حكومت داد و برابرى در سرتاسر جهان برقرار خواهد گرديد . ديرى نپائيد كه تبليغات اين فرقه در ميان بينوايان و روشنفكران شهرهاى ايران ، آذربايجان و ترك نفوذ كرد .
به سال 1427 سلطان شاهرخ در مسجد جامع هرات به وسيلهء احمد لر كه حروفى