تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
از آثار نوشته‌ايكه بنا به دستور خانهاى اشغالگر مغول نوشته شده و اهميت فراوانى دارد اثر سه‌جلدى فارسى جوينى ( 1226 - 1283 ) جيره‌خوار فئودالهاى مغول خراسان است ، اين اثر شامل تاريخ زندگى چنگيز خان و جانشينانش ، و حتى تاريخ خوارزمشاهيان و اسماعيليان الموت است . مهمترين مورخ ايران در آنزمان رشيد الدين فضل الله همدانى ( 1247 - 1311 ) است . او كه پزشك ، لغت‌دان و اسلام‌شناس بود در حدود 1311 به يارى گروهى از همكارانش به نوشتن اثر عظيمى به زبان فارسى دربارهء تاريخ اقدام كرد نام اين اثر را « جامع التواريخ » گذاشت . نامه‌هاى خصوصى رشيد الدين به پسرانش كه واليان استانها بودند و همچنين مكاتبات او با بلندپايگان دولتى و اشراف روحانى از اهميت ويژه‌اى برخوردارند . از اين نامه‌ها اطلاعات گرانبهائى دربارهء سيستم مالياتى ، وضع دهقانان ، وضع بازرگانى ، ساختمان كانالهاى آبيارى و غيره به دست مىآيند . رشيد الدين - ايدئولوگ يكى از گروههاى طبقه فئودالها - درعين‌حال كه از دولتمردان نامدار بود با قشر روحانيان مسلمان روابط نزديك داشت ؛ او از هواخواهان قدرت مركزى نيرومند در حكومت ايلخانان بود و بنابراين با گرايشهاى پراكندگى فئودالى مخالفت مىورزيد ، اين گونه تكيه‌گاه استوارى براى اشراف كوچ‌نشين ترك - مغول به‌شمار مىرفت . هم جوينى و هم رشيد الدين باوجوداينكه هردو رسما در تأليفاتشان مغولان را ستوده‌اند ، دربارهء جنبه‌هاى تاريك و منفى فرمانروايان مغولى كاملا خاموش نبوده‌اند - نمونه‌هائى از ويرانى شهرها و استانها ، كشتارهاى دسته‌جمعى ، تاراجگريهاى همگانى ، اجراى سياست‌هاى مالياتى غارتگرانه و زورگوئىهاى مغولان را ذكر كرده‌اند . موضوعهاى جالبى دربارهء تاريخ سياسى و اجتماعى - اقتصادى ايران ضمن سده‌هاى 13 - 15 در آثار معروف تاريخ‌نگاران و جغرافىدانان نامدار اين دوره وصاف ، حمد الله قزوينى ، حافظ ابرو ، مير خوند و ديگران نوشته شده‌اند . در اين دوره ، تاريخ‌نگارى به زبان فارسى تقريبا جاى تاريخ‌نگارى عربى را گرفته است . در سده‌هاى 13 - 15 نفوذ صوفيگرى در اشعار و همچنين در زندگى اجتماعى مردم ايران به‌ويژه چشم‌گير بوده است . اين پديده در اثر هراس بىاندازه مردم از استيلاگران مغول ، بيدادگرى و بيرحمى قوم استيلاگر بود ، اين گونه بيشتر مردم ناگزير به جستجوى راه گريزى براى رهائى از اين ستم بودند ، قهرا از دنيا و نعمات آن دل مىكنديد و به رياضت‌كشى و زندگى تخيلى گرايش مىيافتند . نفوذ صوفيگرى بگونهء محسوس در اشعار سعدى و حافظ به چشم مىخورند ، بزرگترين شاعران صوفىگراى فارسىزبان جلال الدين