و آن را دين رسمى دولت شمرد ، يك رشته اصلاحاتى را آغاز كرد ، رشيد الدين همدانى را به وزارت خود برگزيد . به موجب نامههائيكه از اين شخص به دست آمده مىرساند كه ايدئولوگ و مبتكر اصلاحات نامبرده همين وزير بوده است ، اندازهء دقيق خراج و كوپچور در استانهاى گوناگون تعيين گرديد و براى پرداخت اين ماليات مهلت معلوم شد . سيستم پرداخت خزانه كه پيش از آن به وسيله حواله يا برات انجام مىگرفت ، ملغى شد . منزل دادن و پذيرائى اجبارى افسران و بلندپايگان و قاصدان در خانههاى رعيتها منع شد .
اقدامهائى صورت گرفت ، تا رعيتها از تعدى اميران ، اشراف و نوكرانشان تا اندازهاى در امان باشند . برخى از عوارض اضافى مالياتى در بعضى شهرها به كلى لغو و در برخى ديگر مثلا در اصفهان به نصف كاهش يافت . زمينهاى متروك و غيرمسكون با شرايط آسانى به مالكان زمين واگذار گرديد ، ميزان خراج اين زمينها تا 4 / 3 ، 5 / 3 ، 2 / 1 ، بسته به وضع زمين و شرايط كشاورزى و آبيارى اين زمينها ، كاهش يافت . البته اين مالكان ملزم گرديدند زمينهاى باير را با آبيارى مصنوعى آباد و بارور كنند . كارگران كارخانهها ( بردگانى كه در كارگاههاى صنعتى دولتى كار مىكردند و فقط جيرهء ناچيزى دريافت مىكردند ) را آزاد كرد . فروش كنيزان را به روسپىخانهها ممنوع اعلام داشت . سيستم يكنواختى براى اوزان در سرتاسر كشور برقرار كرد - من تبريز را كه پيش از آن در ايران رايج نبود به عنوان مقياس وزن رسمى اعلام داشت . سكههاى جديد نقره را در كشور رواج داد : يك دينار معادل 6 درهم مساوى 13 گرم نقره بود . كارهاى آبيارى گستردهاى انجام گرفت . رشيد الدين در يادداشتهايش بهطور مشروح يادآورى مىكند كه دو كانال مهم بين دو رودخانهء دجله و فرات حفر كرده و در كنارههاى آنها چند روستا پديد آورده است .
سرانجام هدف از همهء اين اصلاحات كه به منظور بهبود وضع دهقانان و شهرنشينان انجام گرفت آن بود كه سطح اقتصاد كشور بالا رود و در پى بهتر شدن وضع رعيتهاى مالياتدهنده ، درآمد دولت بيشتر شود . مالياتها اگرچه با دقت تنظيم شده بودند ، با اينهمه ميزان آنها زياد بود . نوشتههاى رشيد الدين دربارهء ماليات خوزستان در دسترس است ؛ در آنجا خراج زمينهاى دولتى 60 % محصول اما از زمينهاى مالكان خصوصى 10 % بگونهء جنسى ماليات دريافت مىگرديد ، باقيماندهء محصول ظاهرا بين مالكان خصوصى و دهقانان وابسته تقسيم مىشد ؛ مالياتهاى ديگر نقدى چندان مهم نبودند . قوانين غازان خان دهقانان را سخت به زمين وابسته مىكرد . به دهقانان فرارى كه نامهاىشان ثبت شده بود تا 30 سال مهلت داده شد كه به روستاهاى خود برگردند ، اما دربارهء بازگشت فراريان دولتى كه در ياساى چنگيز از آن نامبرده شده بود سخنى به ميان نيامد .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٢٥