تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
در پائيز 1219 و بهار 1220 سرتاسر آسياى ميانه به وسيلهء مغولها اشغال شد ( به‌غير از خوارزم ، كه به سال 1221 تصرف گرديد ) . در تابستان 1220 ارتش چنگيز خان از آمودريا گذشت و در سالهاى 1220 - 1222 . سرتاسر خاك خراسان به دست لشكريان مغول ويران شد ، شهرهاى مرو ، بلخ ، هرات ، طوس ، نيشابور تصرف و هركدام كم‌وبيش ويران گرديدند . چنگيز خان به سال 1220 ضمن تعقيب محمد خوارزمشاه فرارى با يك يكان 30 هزار نفرى زير فرماندهى سرداران جبه و سوبوتاى ، قسمت شمالى ايران يعنى شهرهاى رى ، همدان ، ساوه ، قزوين ، مراغه ، اردبيل و غيره را ويران كرد و به كشتار دسته‌جمعى ساكنان اين شهرها پرداخت ، كشورهاى قفقاز شرقى را تاراج و به سال 1223 از گذرگاه دربند گذشت ، كيپاچك‌ها و شاهزاده‌نشين جنوب روسيه را كه به آنها كمك كرده بود روى رودخانه كالكه درهم شكست و سپس از طريق دشت‌هاى قزاقستان به مغولستان بازگشت . محمد خوارزمشاه كه سخت دچار هراس شده بود ، در جزيره‌اى غير مسكونى واقع در كنارهء جنوبى درياى خزر پنهان شد و در دسامبر 1220 همانجا درگذشت . پسرش جلال الدين ( 1221 - 1231 ) در خراسان با مغولان دليرانه جنگيد ، اما در مرز هندوستان از آنها شكست خورد و در پايان سال 1221 به هندوستان گريخت . در آن هنگام لشكريان مغول دوباره بسيارى از شهرهاى شمالى ايران را ويران كردند ، ساكنانيكه ضمن هجوم نخستين جان سالم به‌در برده بودند ، هم‌اكنون كشته شدند يا به بردگى مغولان درآمدند ( 1224 ) . در همان سال 1224 جلال الدين خوارزمشاه از هندوستان برگشت و در آذربايجان جاىگزيد و نبرد با مغولان را از سر گرفت . به سال 1228 در نزديكى اصفهان آنها را شكست داد اما نتوانست از اين پيروزى بهره ببرد . جلال الدين رزمنده‌اى بسيار دلير و بااراده بود ، اما از سياست بهره‌اى نداشت . او نيروى خود را صرف نبردهاى بيهوده با گرجيان و ارمنيان و سلجوقيان آسياى صغير كرد و به چريكهاى شهرى كه ممكن بود به هنگام از كمك آنها برخوردار شود اهميت نداد . به سال 1231 جلال الدين كه داراى نيروى چندانى نبود سرانجام به دست مغولان شكست خورد ، و در حين فرار به سوى كوه - هاى كردستان كشته شد . فعال‌ترين رزمندگان عليه استيلاگران مغول بينوايان شهرى بودند ؛ در مرو ، هرات ، همدان ، اينها عليه مغولان قيام كردند ، در آن هنگام اشراف ايرانى ، فئودال هاى كوچ‌نشين ترك ، غالبا به آسانى طوق اطاعت مغولان را به گردن مىنهادند . آذربايجان به سال 1231 به مغولان تسليم گرديد ؛ بنابراين تبريز براى سومين‌بار از تاوان دادن معاف شد . اصفهان به سال 1237 به وسيله استيلاگران اشغال و ويران گرديد . در پايان سال‌هاى 30 سدهء 13 تقريبا سرتاسر ايران و ماوراء قفقاز به تصرف مغولان درآمد . فقط سرزمينهاى اسماعيليان كه در كوههاى البرز و كوهستان واقع بودند و همچنين