بلكه هرچه بيشتر استوار شد ، چنگيز خان به اشراف كوچنشين مغول وانمود كرد كه از راه تصرف زمينهاى خارجى ممكن است غنائم جنگى سرشارى را بارها بيش از آنچه كه در نتيجه جنگهاى داخلى به دست مىآيد ، تصرف كرد ، اين اقدام به اشراف فئودال امكان مىداد ، كه در پى اشغال كشورهاى ثروتمند خارجى ، امكان استثمار بيشترى را از كشت - كاران كشورهاى مغلوب داشته باشند و چهبسا اشغال چراگاههاى غنى خارجى دامداران مغول را از ثروت و نعمت سرشارى برخوردار مىكرد . چنگيز خان به خوبى مىفهميد كه فقط انجام سياست استيلاگرانه خارجى مىتوانست اعتماد اشراف كوچنشين را به خود جلب و آنها را از خيانت و شورش و ستيز داخلى در قلمرو حكومتش بازدارد و اين گونه از متلاشى شدن دولتش جلو گيرد . براى اين منظور بايستى طرح تجاوز گسترده و نامحدودى را در خارج از مرزهاى مغول تهيه مىديد . علاوه بر اين طرح تجاوز به خارج از مرزهاى قلمرو مغول وسيلهاى براى خاموش كردن و از ميان بردن تضاد طبقاتى داخلى ميان اشراف و تودههاى كوچنشين وابسته ، بهشمار مىآمد .
انگيزهء اجتماعى پيروزى لشكريان چنگيز خان ( گذشته از استعداد سازماندهى جنگى و پرورش كادرهاى فرماندهى در آموزشگاههاى صحرائى ) ناچيز بودن تضاد طبقاتى در جامعهء مغولان بود . اين گونه به آسانى مىتوانستند ارتشهاى كشورهاى همسايه را درهم كوبند - تضادهاى داخلى كشورهاى مورد تجاوز باعث خرد شدن پيشرفت فئودالى رژيم هايشان شده بود . علاوه بر اين دولت مغول كليهء نيروهاى جنگى كوچنشينان آسياى مركزى را باهم متحد كرد ( نخستينبار پس از شكست خاقان ترك در سدهء ششم ) . اين اتحاديه نهتنها شامل مغولها بود بلكه عشاير ترك ، منچورى ، تونگوسى و تانگوسى را دربر داشت .
چريكهاى سوار كوچنشينان آسيائى هميشه از لحاظ ارزش جنگى و چالاكى بر ديگران برترى چشمگيرى داشتند ؛ ارزش اين ويژگيها بهويژه هنگاميكه زير رهبرى فرمانده شايستهاى متمركز شدند ، به اوج رسيد ، اين فرماندهى با اجراى طرحهاى جنگى دقيق و ايجاد انضباط آهنين در ميان رزمندگان ارزش جنگى يكانهاى پيكارگر را دهچندان كرد .
تصرف آسياى ميانه و ايران به انگيزه ناتوانى دولت خوارزمشاه و تضاد سخت داخلى دستگاه آن دولت به آسانى انجام پذيرفت ، محمد خوارزمشاه كه به وفادارى استانداران زيردستش اعتماد نداشت ، طرح جنگى بسيار خطرناكى را به مرحله اجرا درآورد : بجاى آنكه همه چريكهاى استانها را گردآورى و زير فرماندهى خودش متمركز كند ، آنها را از هم پراكنده و به شكل پادگانهاى مجزا در شهرهاى دور و نزديك مستقر كرد . اين پادگانها كه از حمايت ساكنان شهرى محل برخوردار بودند ، غالبا دليرانه در برابر هجوم مغولان پايدارى مىكردند . اما هركدام جداجدا به وسيلهء تجاوزگران مغول نابود مىشدند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢١٤