را از شهر بيرون مىبردند ، آنها را ميان رزمندگان مغول تقسيم مىكردند ، اين رزمندگان موظف بودند افراديرا كه تحويل گرفتهاند با تبر ، كلنگ ، شمشير ، چماق و غيره نابود كنند .
بنا بگواهى وقايعنگاران اينگونه كشتار دستهجمعى در مرو ، بلخ ، هرات ، طوس ، نيشابور ، سبزوار ، رى ، قزوين ، ساوه ، همدان ، مراغه ، اردبيل و چند شهر كوچك انجام گرفته است .
پس از اين كشتار ، اسيران باسواد را وادار مىكردند كه كشتهها را شمارش كنند بنا به گفتهء تاريخنگار جوينى در مرو شمارش كشتگان 13 روز طول كشيد .
تاريخنگاران ، استيلاى مغولان را بر ايران فاجعهانگيزترين رويدادهاى تاريخ برمىشمارند . تاريخنگار ابن الاثير نوشت : « از زمانى كه خداوند تبارك و تعالى انسان را آفريد تا به امروز نظير چنين واقعهاى روى نداده است . . . اين مصيبت مانند جرقهاى درگرفت و شعلهء آن همهجا را سوزاند ، آن مانند ابر سياهى كه به وسيله باد منتشر مىشود ناگهان به همهجا سرايت كرد » . جوينى همچنين اعتراف مىكند : « در محلى كه مردم آن در برابر مغولان پايدارى كردند ، از صد هزار تن ساكنان آن فقط صد تن باقيماندند » .
پىآمد استيلاى مغولان
كاهش بىاندازهء جمعيت پس از كشتارهاى دستهجمعى مغولان ، آوارگى ، به بردگى رفتن ، فرار بسيارى از ساكنان باقيمانده ، نخستين پىآمد استيلاى مغولان بود . منابع تاريخى ارقام هراسانگيزى از كشتار ساكنان شهرهاى ايران به دست مىدهند . پس از كشتار هرات ، در شهر فقط 40 تن باقيماند ، در روستاهاى حومه اين شهر بيش از صد تن زنده نماندند . در بلخ 200 هزار تن كشته شدند . در حومهء بيهق ( در خراسان ) 70 هزار تن نابود گرديدند . كشتهشدگان نيس تقريبا 70 هزار تن بودند . در مرو ، در شهر و روستاهاى حومه بيش از صد تن باقى نماند ؛ در طوس فقط 50 خانهء سالم بهجا ماند ، كه در هريك بيش از يك تن زنده نبود . جغرافىنويس ياقوت دربارهء نيشابور نوشت : « تاتارها هركس را در آنجا مىزيست از خرد و كلان و زن و كودك ، كشتند . سپس آن شهر را ويران و با خاك يكسان كردند » .
يكى ديگر از پىآمدهاى اين استيلا نابود شدن تأسيسات آبيارى و زمينهاى كشاورزى ، كاهش زمينهاى زير كشت ، نابود شدن دامها و از ميان رفتن نيروى كار انسانى در روستاها بود . بنا به آنچه كه دانشمند و تاريخنگار ايرانى به نام رشيد الدين ( 1247 - 1318 ) ثبت كرده ، حتى در حدود سال 1295 در بسيارى از دهستانهاى ايران فقط 10 / 1 زمين