ابريشمى توليد مىكردند ؛ ضمنا معلوم شده است كه در اين كارگاهها همراه مزدوران كار گاههاى صنعتى ، بردگان هم كار مىكردند .
معمولا بازار مركزى شهر در چهارراههاى مهم قرار داشت و روى آن با سقف گنبدى پوشانده شده بود . پيرامون بازار و در كنار خيابانهاى مهم متصل به آن كاروانسراهائى وجود داشت كه به عنوان مسافرخانه براى زيستن بازرگانان نورسيدهء شهرهاى ديگر به كار مىرفت ، در اين كاروانسراها انبارهاى كالا و تجارتخانههاى عمدهفروشى نيز وجود داشت . بنا بگفته ناصر خسرو در نيمه سدهء يازدهم در اصفهان فقط در يك خيابان بزرگ 50 كاروانسرا وجود داشت .
نقش عمده را در شهرهاى ايران فئودالهاى مهم محلى ايفا مىكردند ، اينان در اوائل قرون وسطى در دژهايشان كه در املاكشان قرار داشت زندگى مىكردند ، اما هماكنون بيشترشان در شهرها مسكن گزيدند . اينان ديگر مستقيما بر روستاهاى املاكشان تسلط نداشتند ، فقط درآمد فئودالى آنها از راه اجاره گرفتن از دهقانان تأمين مىشد . بسيارى از اين فئودالها با شركتهاى بزرگ تجارتى وابستگى داشتند و قسمتى از درآمد فئودالىشان را در شركتهاى بزرگ عمدهفروشى سرمايهگذارى مىكردند و سود سهام خود را از آنها مىگرفتند . در سايهء نزديكى و همكارى مشترك فئودالها با بازرگانان بزرگ ، در اينجا بر خلاف اروپاى غربى قرون وسطى ، بازرگانان در برابر فئودالها قرار نگرفتند و ميانشان تضادى پديد نيامد كه باهم به پيكار برخيزند ، برعكس اين دو طبقه براى كوبيدن جنبش - هاى بينوايان شهرى دست به دست هم دادند و در يك صف قرار گرفتند . از اين گروهبندى نيروهاى اجتماعى چنين برمىآيد كه در شهرهاى فئودالى ايران و كشورهاى همجوار تمركز ادارى استوارى وجود نداشته است ؛ محلههاى جداگانه و كورپوراسيونهاى صنفى از خود مختاريهاى محدودى برخوردار بودهاند . بازرگانان و روحانيان هركدام براى خود رهبرى برمىگزيدند ، اين رهبران تابع رؤساى شهرى بودند . بنابراين اصناف صنعتكار در اينجا بارها ضعيفتر از همكارانشان در اروپاى غربى بودند ؛ در اينجا اينان نمىتوانستند انحصار صنفى به دست آورند و حق نداشتند به ميل خود بهاى فراوردههايشان را تعيين كنند و بازار فروش كالاهايشان را به دست گيرند . هنگاميكه در شهر غزنه نانوايان كوشيدند تا خودشان بهاى نان را تعيين كنند سلطان محمود غزنوى ( 998 - 1030 ) دستور داد ارشد صنف نانوا را احضار و زير پاى فيل بيندازند . رئيس شهر ، قاضى ( داور روحانى و رئيس صنف روحانيان ) ، امام مسجد جامع ، محتسب ( مأمور نظارت آداب و زندگى عمومى و بازارها ) ، نقيب ( رئيس قشر سيدها ) ، عسس ( رئيس شبگردان ) و ديگران از ميان اشراف محلى برگزيده مىشدند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٠٧