اين گونه ايران در سدهء دهم ميان دو دولت تقسيم شد - دودمان بويه در غرب و دودمان سامانى در شرق . اما حكومت بويه كاملا يكپارچه نبود و قلمرو آن دودمان به تيولهاى سه امير كه برادر بودند تقسيم گرديد ( بنيانگذاران حكومت و نوادههايشان ) .
دودمان بويه از شيعيان پشتيبانى مىكردند و به انجام سنتهاى ايرانى گرايش داشتند .
پسر حسن كه از پرتوانترين افراد خاندان بويه بهشمار مىرفت لقبش عضد الدوله و نام اصليش فناخسرو بود ( 949 - 983 ) ، او در مدت كوتاهى سرتاسر باختر ايران با عراق عرب را زير تسلط خود گرفت و به سال 973 عمان را تصرف كرد ، اما پس از مرگش دولت بويه دوباره به تيولهائى تجزيه شد . عضد الدوله به پيروى از سنت پادشاهان ساسانى خود را « شاهنشاه » ناميد و در انديشه رونق اقتصادى كشور بود ، از دهقانان كه مالياتدهندگان اصلى بهشمار مىآمدند ، حمايت مىكرد و مأموران را از دريافت باجهاى غيرقانونى باز مىداشت ، بنابراين به نام فرمانروائى دادگر قلمداد شد . در روى رودخانه كر نزديك شيراز سد بزرگى از تختهسنگ و سرب بنا نهاد ؛ در كنار رودخانه مخزن آبى ساخت كه به وسيله ده چرخ بالابر آب را به بالا مىبرد ، 10 آسياب آبى و قناتهاى بىشمارى را تأسيس كرد .
عضد الدوله تعصب مذهبى نداشت ، ناصر بن هارون را كه مسيحى بود به وزارت خود بر گماشت ، از پيشرفت فرهنگ و علم پشتيبانى مىكرد و شاعران و دانشمندان را گرامى مىداشت ؛ او كتابخانه بزرگى در شيراز كه اقامتگاهش بود بنيان نهاد ، بيمارستانى را در بغداد ساخت ، دانشكده پزشكى از اين بيمارستان براى آموزش بهره مىبرد .
دولت غزنوى
ضمن سدهء دهم در دولت سامانى همراه دهگانان ، گروه تازهاى از فئودالها روى كار آمدند - اينها غلامانى بودند كه از راه خوشخدمتى در رديف اشراف نظامى درآمده بودند . يكى از آنها سردار الپتكين بود كه در خدمت سامانيان انجام وظيفه مىكرد ، او صاحب 500 روستا ، صد هزار اسب ، يك ميليون گوسفند و 270 غلام شخصى ترك بود ، پس از آنكه مورد بىمهرى اربابش قرار گرفت به غزنه گريخت و به سال 962 براى خودش اميرنشينى درست كرد ، اما ديرى نپائيد درگذشت . يكى از جانشينانش كه او هم از ميان غلامان ترك برخاسته بود سبكتكين نام داشت ( 977 - 997 ) ؛ او كمكم قلمروش را گسترش داد و بنيانگذار دودمان غزنويان گرديد ( 977 - 1186 ) .
دولت سامانى به سال 999 زير فشار نيروى ويرانگر اتحاديهء عشاير ترك كه سرتاسر ماور النهر ، هفت آب و تركستان شرقى را به تصرف درآورده و دولت قرهخانيان ( 992 -