عرب كه در ايران ساكن شده بودند مىپيوستند و ضمنا مانند افراد داراى حقوق برابر در ميان قبايل عرب از مزاياى عربيت برخوردار مىشدند . اما وضع ايرانيان تا پيش از سدهء هشتم در ميان عربها كاملا نابرابر بود و با وجود آموزش محمد مبنى بر اصول برابرى كليهء مسلمان ، صرفنظر از مليت و نژاد ، اين اصل دربارهء غير عربها به مرحلهء اجرا درنيامد .
ايران در زمان بنى اميه
خلافت حكومت عرب را پس از 4 خليفهء صدر اسلام يعنى ابو بكر ، عمر ، عثمان و على ( 632 - 661 ) ( خلفا درعينحال رهبر روحانى و سياسى بهشمار مىآمدند ؛ خليفه به عنوان رهبر روحانى اسلام امام ناميده مىشد ) دودمان اميه به دست گرفت ( 661 - 750 ) .
سياست دولت امويان در جهت منافع فئودالهاى تازه به دورانرسيدهء اشراف عرب پيش مىرفت .
در زمان خلافت بنى اميه در ايران جوامع فئودالى اوليه در حال پيشرفت بودند ، اما نارسائيهائى در شكل مالكيت و استثمار فئودالى به چشم مىخورد ، البته اين كيفيت همه دهقانان را دربر نمىگرفت فقط شامل جوامعى بود كه در مرحلهء نظام پدرسالارى يا برده - دارى بودند .
سيستم وصول ماليات در زمان خلفا به شرح زير بود : از دامداران ، صنعتكاران و بازرگانان مالياتى وصول مىشد كه زكات نام داشت ( 5 / 2 درصد درآمد ) - اين ماليات را فقط مسلمانان مىپرداختند ؛ از زمينهائيكه عربها يا غير عربهاى مسلمان مالك بودند 10 / 1 درآمد به نام عشر وصول مىشد . سنگينترين ماليات ارضى خراج بود . نخست اين ماليات را از غير مسلمانان ، بگونه جنسى و به عنوان سهم محصول از 10 تا 50 درصد مقدار محصول دريافت مىكردند ، گاهگاهى اين ماليات به شكل نقدى ، بگونهء ثابت بدون در نظر گرفتن ميزان محصول ، وصول مىشد ، از غير مسلمانان كه « اهل ذمه » نامبرده مىشدند ( مسيحيان ، يهوديان و زرتشتيان ) خواه روستائى خواه شهرى ، ماليات سرانهاى به نام جزيه مىگرفتند : از هر مرد بالغ بسته به وضع مالىاش ساليانه 12 ، 24 يا 28 درهم نقد مىگرفتند . اهل ذمه از لحاظ فردى آزاد ، اما از هرگونه حقوق سياسى و تا اندازهاى از حقوق شهروندى محروم بودند ، 5 / 1 از غنائم جنگى به نام خمس به خليفه تعلق مىگرفت .
علاوه بر پرداخت مالياتها و سهام درآمد فئودالى دهقانان ناچار بودند ، به منظور ساختمان قناتها و كاخها و دژها براى دولت كار اجبارى ( بيگارى ) انجام دهند .
در زمان خليفه عبد الملك ( 685 - 705 ) يك رشته اصلاحاتى انجام يافت : كسانى كه