اظهار وفادارى كرد . يزدگرد تنها ماند ، به آسيابى كه در كنار رودخانه مرغاب بود پناه برد .
آسيابان به طمع ربودن جواهرات ، شاه را در حين خواب كشت و جسدش را به رودخانه انداخت .
در آغاز سدهء هشتم شاهزاده ساسانى ، فيروز كه در تخارستان بهسر مىبرد خود را شاهنشاه خواند و بر آن شد از چين كمك بگيرد ؛ او را از تخارستان بيرون راندند و به سال 674 به چين گريخت . پس از او پسرش نرسى در تخارستان به فعاليت پرداخت . او هم پس از تلاش مذبوحانهاى ناگزير شد به چين پناه برد . كابلستان در سدهء نهم ، طبرستان در نيمه دوم قرن هشتم به قلمرو خلفا پيوستند . اما استانهاى گور در قسمت علياى رودخانه هريرود ، ديلم در كوهستانهاى البرز و گيلان به تصرف عربها درنيامدنده آسياى ميانه در فاصلهء سالهاى 705 و 715 به دست عربها افتاد .
در زمان استيلاى عربها ساكنان بسيارى از مناطق ايران به سختى رنج كشيدند ، شمارهء بىشمارى از مردم را عربها به بردگى بردند . اما برخى از دهگانان مالك كه رهبر مردم محلى نيز به شمار مىآمدند به اطاعت سرداران عرب درآمدند . در چنين مواردى مصونيت جان و مال و دين آنها ( زرتشتى ، مسيحى ، يهودى ) از سوى حكام عرب تضمين مىشد ، دهگانان هم مىتوانستند در قلمرو املاكشان اعمال قدرت كنند ؛ در ازاى اين امتياز دهگانها و ساكنان ناچار بودند حاكميت عربهاى مسلمان را بپذيرند ، به حكام عرب خيانت نكنند ، تاوان جنگ را بپردازند و ضمنا هر سال باج و خراج بدهند . مثلا حاكم محلى سيستان به سال 650 به اطاعت عربها درآمد و ملزم شد ساليانه يك ميليون درهم به خليفه بپردازد ، و هر سال هزار برده جوان برايش بهفرستد . حاكم محلى كرمان ملزم شد 2 ميليون درهم و 2 هزار برده بابت تاوان به خليفه تحويل دهد . فرماندار مرو ماهوى ملزم به پرداخت غرامت جنسى از قبيل گندم ، پارچه و پول جمعا به مبلغ يك ميليون درهم شد ؛ دهگان نيشابور مجبور شد 700 هزار درهم پول و 400 بار زعفران به خليفه بدهد ؛ خوارزم شاه به سال 712 پيمانى با سردار عرب به نام قطيب بن مسلم بست كه به موجب آن مجبور به تحويل طلا ، نقره ، پارچه و كالاهاى ديگرى ازجمله ده هزار برده بود . شاه سغد گورك ملزم شد يك ميليون و دويست هزار درهم پول نقد ، 2 هزار قطعه پارچه ابريشمى و در ظرف ده سال 30 هزار بردهء مرد سالم به خليفه تحويل دهد .
پىآمدهاى استيلاى اعراب
اگر استيلاى يونانيان - مقدونيان و ايلاميان بر سرزمين ايران آثارى نسبتا موقتى