دولت نيرومند افتاليتها در فاصله سالهاى 563 و 567 به وسيلهء كوچنشينان جنگجو يعنى تركهاى آلتائى ازهم پاشيد ، در اين هنگام ايران از مهاجمان پشتيبانى كرد و قرار شد متصرفات افتاليتها ميان ايران و قبايل مهاجم تقسيم شود : آسياى ميانه تا آمودريا از آن تركها و سرزمينهاى واقع در غرب و جنوب اين رودخانه يعنى شرق خراسان و تخارستان متعلق به ايران باشد . اما ديرى نپائيد كه روابط دوستانهء ميان تركان و ايران بههم خورد و خسرو به سال 568 راه عبور كالاهاى ترانزيتى ازجمله پارچههاى ابريشمى را كه از چين و آسياى ميانه از طريق ايران حمل مىشدند ، بست ، تركها كه دولت نيرومندى تشكيل داده و علاقمند به بازرگانى ابريشم با كشورهاى غربى بودند با بيزانتين متحد شدند و به مخالفت با ايران برخاستند . اما در سالهاى 588 - 590 ، ارتش ايران زير فرماندهى بهرام چوبينه موفق شد جلو تركان را كه از سوى آسياى ميانه به ايران مىتاختند ، بگيرد .
در زمان هرمزد چهارم ، جانشين خسرو اول ( 579 - 590 ) ، سرداران بلندپايه لشكرى و اشراف روحانيت دوباره كوشش داشتند شاه را زير نفوذ درآورند . اما هرمزد براى مقابله با آنها به خردهمالكان تكيه كرد و از مسيحيان كه در بسيارى از شهرها پراكنده بودند ، پشتيبانى نمود . ستيز با اشراف سرانجام به انقلاب و كشته شدن هرمزد گرائيد ، پسر و جانشين او ، خسرو دوم يا خسرو پرويز ( 590 - 628 ) عملا در اختيار اشراف بلندپايه ازجمله عموهايش بستام و بندوى قرار گرفت . در اين هنگام بهرام چوبينه با قسمتى از ارتش زير فرمانش قيام كرد . خود را شاهنشاه خواند و تيسفون را به تصرف درآورد اين نخستينبار بود كه فردى غير ساسانى ادعاى شاهنشاهى ايران را داشت . خسرو پرويز به بيزانتين گريخت و از امپراطور خواستار كمك شد . او به يارى ارتش بيزانتين به ايران برگشت و بهرام - چوبينه را شكست داد . خسرو پرويز به ازاى اين كمك به سال 591 با بيزانتين « پيمان صلحى دائمى » بست ، به موجب آن بايستى قسمتى از كارتليا و بخش مهمى از ارمنستان و بين النهرين به روم واگذار مىشد . پس از آن خسرو پرويز توانست بستام و بندوى را سركوب و اشراف بلندپايه را آرام كند .
ضمن جنگهاى ايران و بيزانتين در سدهء ششم ارتش شاهان عرب تحت الحمايهء ايران و روم نقش مهمى را ايفا مىكردند : « شاه » لخميدها در غرب رود فرات كه مركز آن حيره بود به سود ايرانيان ، و شاه گاسابندها در بخش سفلاى اردن و سوريه شرقى به سود بيزانتين وارد عمل مىشدند . اما خسرو پرويز كه از افزايش قدرت لخميدها در هراس بود .
به سال 602 ميلادى دودمان آنها را از ميان برد . نتيجه آن شد كه مرزهاى غربى ، در برابر هجوم كوچنشينان عرب ( بدوىها ) كه معمولا از درون شبهجزيره عربستان تجاوز
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١٧٠