تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
وجه مشترك ايدئولوژى مانى و مزدك بر پايه دواليسم يعنى تضاد ميان روشنى و تاريكى بود . آموزش مزدك دربارهء مقررات ديگر مذهبى و روابط اجتماعى ، با آموزشهاى مانى فرق داشت . بنا به آموزش مزدك فعاليت خداوند روشنى ، در زمينه‌هاى عدل‌وداد ، دانش و فهميدگى و كمال ، و فعاليت خداوند تاريكى در زمينه‌هاى آشفتگى ، نفهمى و تباهى در جهان انجام مىگيرد ، و از آنجا اين پندار به‌وجود مىآيد كه براى نيرومند شدن خداى آسمانى روشنى ، جهانرا بايد از آميختگى عوامل تاريكى با پديده‌هاى روشنى پاك كرد و به وسيله انقلاب ، نظمى اجتماعى بر مبناى داد در زمين و آسمان بنيان نهاد . چنان كه يكى از منابع تاريخى گواهى مىدهد ، بنياد پندار اجتماعى مزدكيان چنين است : « خداوند نعمات مادى و ثروت را به مردم داد تا بگونهء برابر ميان خود تقسيم كنند . اما خود مردم نابرابرى و بيدادگرى را در ميان خود رواج دادند . آنها ( مزدكيان ) ادعا داشتند كه مىخواهند ثروت را از توانگران به‌گيرند ، براى اينكه ميان بينوايان تقسيم كنند و اين گونه دارائى فقرا را به حساب توانگران ، به خودشان برگردانند . چون در اختيار برخى از مردم مال ، خواسته ، زن و غيره بسيار است ، اينان چنين حقى را ندارند و اين بر خلاف عدل است . پندار مالكيت اشتراكى اموال و زنان را مزدكيان از پندارهاى ناپختهء برخى از انديشمندان جهان باستان گرفته بودند . عملا وجود « زن اشتراكى » به مفهوم نابود كردن حرمسراهاى اريستو كرات‌ها بود كه درون آنها صدها و هزاران زن رنج مىكشيدند ، و در كنار آنها بسيارى از مردان مجرد بينوا مىزيستند . در پندار « زن اشتراكى » عملا از بين بردن شكل‌هاى منسوخ ازدواج در ميان اشراف ايرانى ازجمله ازدواج گروهى ، ازدواج هم‌خونها ، پولياندريا ( تعدد شوهرها ) آميختگى جفت ناهمجور ، نهفته بود . به‌طوركلى پندار مزدكيان بر پايهء برابرى اجتماعى و تجديد جامعه روستائى آزاد كه در زمانهاى كهن در ايران رواج داشت ، پديد آمده بود . در منابع تاريخىايكه اخيرا تدوين شده‌اند ، مزدكيان را مردمى « پليد » ، « ساده‌لوح » ، « گدا » ، « عامى » ناميده‌اند . اما عوامل اصلى جنبش اجتماعى مزدكيان ، طبقات زيردست و دهقانان بودند . اين قيام در زمان شيوع گرسنگى آغاز گرديد ، و رهبر اين جنبش مزدك بود - او كه دانشمندى خوش‌بيان به‌شمار مىرفت ، خواستار شد تا همهء انبارهاى غله دولتى گشوده شوند . شاه قباد ( 488 - 531 ) اين خواسته مزدك را انجام داد و او را در شمار مشاوران خود درآورد . در تمام ايران خودبه‌خود مصادرهء اموال اشراف و توانگران آغاز گرديد ، بينوايان « خانه‌ها ، زنان ، و دارائى » توانگران را تصرف كردند . منابع تاريخى دربارهء تقسيم زمينها چيزى نگفته‌اند . اين مسئله ظاهرا نمايان‌گر آنست ، ساكنان زمين‌هائى كه سابقا زير مالكيت جامعه‌هاى روستائى بودند ، در صدد لغو مالكيت فئودالها و خوددارى