آغاز كرد . در نخستين مراحل جنگ ، ارتش ايران زير فرماندهى سرداران برجسته شاهين و شهروراز پيروزيهاى چشمگيرى به دست آوردند ؛ سرتاسر خاك ارمنستان ، بين النهرين عليا با شهر ادس ( 607 ) ، سوريه با شهر آنتيوخى ( 621 ) و دمشق ( 613 ) ، فلسطين و بيت المقدس ( 614 ) ، مصر و پايتختش اسكندريه ( 619 ) به وسيله ارتش ايران اشغال گرديدند .
لشكريان خسرو پرويز سه بار ( در سالهاى 608 ، 615 ، 626 ) به آسياى صغير هجوم بردند و به به سفر رسيدند ، قسطنطنيه مورد تهديد قرار گرفت . خسرو پرويز از مونوفيزيتها ( فرقهاى از مسيحيان ) پشتيبانى مىكرد ، چون اين گروه در سوريه و مصر گاهگاهى مورد پيگرد كليساى رسمى ارتودكس در بيزانتين قرار مىگرفتند . ايرانيان ضمن تصرف استانهاى بيزانتين غنائم جنگى عظيم و اسيران فراوانى به چنگ آوردند و خزانهء شاه و اشراف نظامى را از اين غنائم پر كردند . اين گونه به سال 608 ميلادى درآمد خزانه شاه فقط 600 ميليون درهم پول نقد بود ، به سال 620 خزانه شاه ، 1600 ميليون درهم پول نقد پول مسكوك داشت . اما اين ثروت بار بىثمرى بود كه به خزانه شاه تحميل شد . مردم ايران در پى جنگهاى طولانى به فرسودگى گرائيده بودند ، فشار سنگين مالياتها كه بايستى كسرى 20 ساله را هم مىپرداختند ، آنها را از پاى درآورد .
در مرحلهء دوم جنگ ، امپراطور بيزانتين به نام هراكلى با دولت ترك و اتباع آن دولت كه ساكن قفقاز شمالى بودند ، متحد شد ، عمليات جنگى را از ماوراء قفقاز آغاز و به عمليات تعرضى پرداخت . در آغاز 628 هراكلى پيروز شد و از راه ارمنستان و از سوى شمال به تيسفون نزديك گرديد . قسمتى از اشراف نظامى ايران با پشتيبانى بازرگانان نستورى « 1 » كه از نزديكى شاه با مونوفيزيتها ناخشنود بودند ، توطئهاى را عليه شاه سرهم كردند . خسرو پرويز در نتيجه اين توطئه سرنگون شد و سپس به قتل رسيد . شيرويه پسرش به عنوان شاهنشاه ايران به تخت نشست ؛ او با بيزانتين پيمان صلح بست و ارتش ايران تمام استانهاى اشغالشده را تخليه كردند .
شيرويه به منظور آنكه رقيبى براى سلطنت نداشته باشد ، بسيارى از كودكان خاندان ساسانى را كشت خودش هم پس از 6 ماه مرد . در تيسفون ضمن 4 سال ده شاهنشاه عوض شد - همه آنها دستنشاندگان دارودستههاى گوناگون اشراف بودند ، كه هريك مدت كوتاهى سلطنت مىكردند و بعد سرنگون مىشدند . سردار شهروراز هم با پشتيبانى امپراطور هراكلى به سلطنت رسيد ، اما پس از يك ماه و نيم سرنگون شد . سرانجام به سال 632 فرمانرواى خراسان به نام رستم ، نوهء خردسال خسرو پرويز به نام يزدگرد سوم را به تخت نشاند . او
هامش
( 1 ) . نستورى : تابع كليساى ارتدكس كه در بيزانتين مستقر بود .