مردمى خودبهخودى در ارمنستان درگرفت ، شاهزاده و روحانيان مسيحى به اين قيام پيوستند .
رهبرى اين قيام به عهده سردار آزموده و شجاع ارمنى ، واردان ماميكونيان بود . دامنهء قيام به كارتليا و آلبانيا كشانده شد . ارتش ايران پس از يك نبرد سرسختانه موفق شد نزديك اوارائير پيروزى قطعى به دست آورد ، در اينجا واردان ماميكونيان ( ماه مه 451 ميلادى ) كشته شد و قيام درهم شكست ، اما يزدگرد دوم كه از فرجام اين قيام به هراس افتاده بود فقط به اعدام رهبران قيام اكتفا كرد . كشورهاى ماوراء قفقاز خودمختارى خود را حفظ كردند و يزدگرد از تحميل دين زرتشتى به آنها منصرف شد .
در زمان فيروز دوباره موضوع محدود كردن خودمختارى كشورهاى ماوراء قفقاز مطرح گرديد ، در كارتليا ، ارمنستان و آلبانيا دوباره قيام مردمى آغاز شد ، قسمت مهمى از اشراف محلى به اين قيام پيوستند . پادشاه كارتليا به نام واختانگ گرگاسال رهبر اين قيام بود و فرماندهى ارتش قيامكننده را واهان ماميكونيان ارمنى به عهده داشت ، پس از يك پيكار طولانى ، جانشين فيروز شاه به نام بلاش ( 484 - 488 ) پيمان صلحى با اشراف كشور - هاى ماوراء قفقاز بست ( 484 ) ، به موجب اين پيمان حقوق و امتيازات اشراف محلى و روحانيت مسيحى در مصونيت كامل قرار گرفت .
از بررسى منابع تاريخى چنين برمىآيد كه روند فئوداليزه شدن قسمت مهمى از دهقانان ( كه قبلا جزو جوامع آزاد بودند ) و وابستگى آنها به اشراف فئودال در نيمه دوم قرن پنجم ميلادى آغاز شده است . ناخشنودى تودههاى وسيع مردم در پايان سدهء پنجم در پى فشار سنگين مالياتها و پيدايش بينوائى خودبهخودى - خشكسالى ، قحطى كه باعث گرسنگى در سراسر كشور مىشد ، قيام عظيمى را زير عنوان پيروى از آئين مزدك در ايران برانگيخت .
جنبش مزدكيان
اين جنبش مردمى را كه در فاصلهء سالهاى 491 و 529 ميلادى سرتاسر ايران به آن درگير بود ، منابع تاريخى بسيار كماهميت و با لحن مخالفتآميزى نماياندهاند ، اما ضمن بررسى روند رويدادها مىتوان شكل اجتماعى آن را دريافت .
پايهء ايدئولوژيك اين جنبش را گروهى از دانشمندان زرتشتى در اواسط سدهء سوم ميلادى ، به نام فرقهء زرادوشتاكان بنيان نهادند ، بعدها اين ايدئولوژى به نام مزدكى ناميده شد ، رهبر اين جنبش در پايان سدهء پنجم ميلادى شخصى به نام مزدك بود و بنابراين جنبش به نام رهبرش شهرت يافت . آموزش مزدكيان تقريبا از ايدئولوژى مانى گرفته شده بود .