( 309 - 379 ميلادى ) مسيحيان بگونه بيرحمانهاى زير پيگرد قرار گرفتند . پس از پيمان ايران - روم به سال 387 ، تعقيب مسيحيان در ايران پايان يافت ، اما يزدگرد اول ( 399 - 420 ميلادى ) از آنها پشتيبانى كرد ؛ در سالهاى 30 - 50 سده پنجم ميلادى پيگرد كموپيش مسيحيان كه از سوى روحانيان زرتشتى برانگيخته مىشد از نو آغاز گرديد . اما پس از آنكه ميانه سازمان مذهبى مسيحى سورى در ايران به سال 484 ميلادى با كليساى امپراطورى روم شرقى بههم خورد مسيحيان اجازه فعاليت آزاد را در ايران به دست آوردند . شهر سلوكيه مقر اسقف بزرگ كليساى نسطورى ( يا كاتوليك ) شد .
كليساى نسطورى در سده پنجم در بيشتر شهرها حتى تا مرو گسترش يافت و سپس به آسياى ميانه ، ترك اوئيگور و در سده هشتم تا حدود چين و جلوتر نفوذ كرد .
در مرزهاى شرقى قلمرو ساسانى - در تخارستان و كابلستان ، و همچنين در آسياى ميانه ، در زمان سلطنت كوشانها بودائيسم رواج داشت .
سياست خارجى ساسانيان در سدههاى سوم - چهارم
در سدههاى سوم - چهارم ، يعنى زمان آرشاكها جنگهاى ايران و امپراطورى روم بر سر چيرگى بر بين النهرين عليا ، سوريه ، ارمنستان ، كشورهاى ماوراء قفقاز و به منظور زير نظر گرفتن راههاى كاروانرو تجارتى كه مديترانه را به هندوستان ، آسياى ميانه و چين مىپيوست ، انجام مىگرفت . اردشير اول كه جنگ را با روم آغاز كرد كاميابيهاى متناوبى به دست آورد . پس از او شاپور اول به پيروزيهاى مهمى رسيد ؛ به سال 256 ميلادى او پايتخت باشكوه سوريه يعنى آنتيوخيو را گرفت و ويران كرد ، اما به سال 260 در حالى كه نزديك ادس ارتش روم را درهم شكست ، امپراطور روم به نام والرين و قسمتى از لشكريانش را به اسارت گرفت ، والرين ضمن اسارت درگذشت . اين اسيران به كار ساختمان سد بزرگى روى رود كارون به نام « بند قيصر » گمارده شدند . شمارهء بىشمارى اسير را از شهرها و روستاهاى سوريه و آسياى صغير بيرون بردند ؛ قسمتى از اينها كه بيشترشان صنعتكار بودند ، براى ساختمان شهر شاپور يا جندى شاپور در محل ساكن گرديدند . اما ارتش شاپور از پادشاه عرب پالمير كه تابع روم بود شكست خورد ، پس از آن نبرد با پيروزىهاى نوبهاى ادامه يافت . سرانجام ارتش ايران به پيروزى كامل رسيد اما هيچگاه نتوانست روى سرزمينهاى اشغال شده مواضع استوارى را به دست آورد ، در ايران مانند روم ، ارتش دائمى وجود نداشت ، چريكهاى سوار پس از به دست آوردن غنائم جنگى و بردگان اسير كوشش داشتند بيدرنگ به خانههايشان برگردند .