دين در ايران زمان ساسانيان
آنگونه كه مىگويند دين رسمى و دولتى ساسانيان زرتشتى بود . در همهجا معبدهاى زرتشتى وجود داشتند ، و آتش مقدس پيوسته در اين معابد افروخته مىشد . سه آتشكده مهم در آتورپاتكان ( آذربايجان ) - آتش ويژه شاه و رزمندگان ، در پارس - آتش ويژهء روحانيان ، و در خراسان - آتش ويژهء مالكان وجود داشت . معبدهاى زرتشتيان ، زمينهاى كشاورزى پهناور و منابع ديگر مادى را در اختيار داشتند و يكى از نيرومندترين مراكز اقتصادى و سياسى حكومت بهشمار مىآمدند . براى ايجاد سازمان متمركز و يكپارچهء روحانى در حكومت ساسانيان روحانى نامدار به نام كارتير نقش مهمى را ايفا كرد ، او در زمان شاپور اول به اين كار پرداخت و بلندترين مقامهاى روحانى را در زمان جانشينان اين پادشاه در دستگاه سلطنت پديد آورد ، در سالهاى 273 - 293 ميلادى كارتير شاغل مهمترين مقامها در دستگاه ساسانى بود .
در سده سوم ميلادى نوشتههاى كتاب مقدس زرتشتيان يعنى اوستا تصحيح شد .
بعدا در سدههاى چهارم و ششم متون آن جمعآورى و مدون گرديد . در زمان ساسانيان الفباى اوستائى ويژهاى به نام زند پديد آمد ( امروز هم متن اوستا با همان الفبا در دست - رس است ) ، و حتى ضمن آن ترجمهء فارسى ميانه آن با تفسير به نام پازند تدوين گرديد .
در دورهء ساسانيان دين زرتشتى به آئين خشك و تعصبآميزى تبديل شد . تشريفات و شعائر سبكى كه در طول زمان به آن افزوده شده بود و در اصل وجود نداشت ، همانگونه حفظ گرديد . روحانيت زرتشتى در آنزمان به بىپايه بودن اين سنتها اعتنائى نكرد و روش بدعتگذاران اين دين را دنبال نمود . اما پادشاهان ساسانى هم هنگامى به مسئله مذهب توجه مىكردند كه در آن پاى سياست به ميان كشيده مىشد .
در سده سوم ، هنگام حكومت ساسانيان دين تازهاى به نام دين مانى در ايران پديد آمد . مانى از ساكنان بين النهرين جنوبى و مادرش از نژاد خاندانهاى اشراف ايرانى بود .
او در آغاز فرمانروائى شاپور اول به تبليغ پندارهايش پرداخت . شاه نخست از او بهخوبى استقبال كرد . اما بعدها پس از آنكه دانسته شد ، آموزش او براى روحانيان زرتشتى ايجاد خطر مىكند ، در زمان بهرام اول به سال 276 ميلادى مانى در جندى شاپور خوزستان كشته شد . آئين مانى همان دنبالهء پندار ايرانيان باستان مبنى بر پيكار جاودان پديدههاى روشنى و تاريكى در جهان بود ، ضمنا مقدارى از آموزشهاى مسيحى ، گنوستيزيسم و بودائيسم را جذب كرده بود . بنا به آموزش مانى پديدههاى جهان و انسان آميختهاى از عناصر تاريكى و روشنىاند . انسان براى اينكه از گزند شيطان مصون بماند بايستى عناصر