( يا 209 - م . ) قدرت شاهى پارس را بهدست گرفت ، گوچهر را سرنگون كرد و او را كشت .
پس از مرگ بابك ( 222 - م . ) پسرش اردشير دامنهء قدرتش را گسترش داد و چند استان مجاور پارس مانند كرمان ، خوزستان را گرفت و چند شاهنشين كوچك ديگر را كه جزو قلمرو پارتها بودند به متصرفاتش ملحق كرد ، اردوان پنجم را شكست داد . بيدرنگ پس از اين اقدام به سال 226 - م . ( يا 227 - م . ) اردشير بهعنوان شاهنشاه ايران تاجگذارى كرد .
اين گونه دولت ساسانى تشكيل شد . پايتخت دولت ساسانى را شهر دوتائى كنار دجله يعنى تيسفون - سلوكيد ( به وه اردشير تغيير نام داد ) قرار داد . استخر بهعنوان دومين پايتخت بهشمار آمد . دولت ساسانى بهطور كلى همان قلمرو آرشاكها را به شرح زير تصرف كرد . ايران با استانهاى جنوب غربى آسياى ميانه و افغانستان غربى ، بين النهرين سفلى و ميانه ( مردم اين سامان در اصل سوريهاى بودند و سورستان ناميده مىشد ) . تلاش اردشير اول براى پيشروى بهسوى غرب فرات باعث رويداد يك رشته جنگها با روميان گرديد ، در اين جنگها ساسانيان ايران بهطوركلى سياست تعرضى را در پيش گرفتند ، و ناگهان به سوريه و آسياى صغير تاختند . در خاور ايران به برانداختن حكومت كوشان پرداختند . پس از آنكه در زمان پسر و جانشين اردشير يعنى شاپور اول ( 241 - 272 ) ، ساسانيان پيروزىهاى نوينى در شرق و غرب ( در افغانستان و ماورا قفقاز امروزى ) بهدست آوردند خود را « شاهنشاه ايران و انيران ( غير ايرانى ) » خواندند .
در دولت ساسانيان قدرت مركزى كه در دست شاهنشاه متمركز بود ، بارها بيشتر از زمان آرشاكها اهميت داشت . در زمان اردشير اول شاهان تابع محلى تقريبا از ميان رفتند ؛ و بهجاى آنها اعضاى خانوادهء ساسانيان و حاكمان گماشته منصوب شدند . روند از ميان بردن شاهان تابع تا سدههاى سوم - چهارم ادامه يافت ، پس از آن ، اينگونه شاهان فقط تا اندازهاى در مناطق مرزى غرب و شرق قلمرو ساسانيان وجود داشتند .
اردشير اول يكى از پشتيبانان دوآتشهء زرتشتيگرى بود ، روحانيان زرتشتى با اشراف زميندار پارسى و قسمتى از اشراف پارتى كه در دولت ساسانى نفوذ كرده بودند ( دودمانهاى سورنيدها و كارتيدها ) تكيهگاه حكومت بودند . نفوذ كامل دين زرتشت در دستگاه حكومت با واكنش سخت ، عليه هلنيسم از سوى ساسانيان ، همزمان بود .
نظام اجتماعى و حكومتى ساسانيان ايرانى
اسناد و منابع تاريخى ، كموبيش ساختمان اجتماعى ايران را در زمان ساسانيان روشن كردهاند . بيگمان در اين دوره نظام بردهدارى در حال ازهمپاشيدگى بود و نظام