روميان ناچار شدند به مذاكره صلح تن دردهند ، قرار شد 200 ميليون سستر تاوان بپردازند ، اسيران را بازگردانند و تمام شهرهائى را كه روميان خراب كردهاند بازسازى كنند . اين گونه با وجود موفقيتهاى نخستين ، آخرين لشكركشى روميان عليه پارتها به شكست گرائيد .
سقوط دولت پارت
اما اين آخرين كاميابى پارتها بود . دولت آرشاك به نابودى مىگرائيد . فرمانرواى پارس به نام اردشير ضمن اتكاء به چند حكومت محلى ديگر عليه شاه پارت قيام كرد . به سال 223 او ، ولوگز پنجم را از ميان برد . چند سال بعد اردوان پنجم آخرين شاه پارت ، پس از تحمل شكستى در نبرد نزديك هرمزدگان كشته شد . پس از مرگ اردوان ، آخرين آرشاك دولت پارت ، قدرت در شرق ، از دودمان پارت به دودمان پارس منتقل شد ، در اين هنگام موقعيت تاريخى پيش از لشكركشى اسكندر در ايران بازسازى شد . فقط دودمان شاهان عوض گرديد .
دولت پارت از ساختمان اجتماعىاى پديد آمد كه عناصر وابسته به آن آميختهاى از مردم با سنتها و نهادهاى بسيار كهن شرقى ، و شهروندان هلنى كه به داشتن شهرهاى مستقل عادت داشتند ، بودند . همانگونه كه ديديم « پليس » هاى يونانى و شهرهاى محلى ( كه اينها هم تقريبا شكل پليسها را به خود گرفته بودند ) رفتهرفته زير نفوذ عوامل بىشمارى در يكديگر ادغام و ارگانيزم اجتماعى ويژهاى را پديد آوردند و اين گونه ، ويژگى هاى قومى خود را تا اندازهاى از دست دادند . ساختمان اجتماعى داخلى دولت پارت هم رفته رفته ويژگيهاى كهن خود را از دست داد همراه با اينها خصلت رژيم سياسى دولت آرشاكها هم بگونهء يونانيان باستان دگرگون شد . چون ساختمان سياسى سادهء دولت پارت نمىتوانست به شرايط پيچيدهء سياسى زمان خود جواب دهد . ناتوانى دستگاه حكومت ايجاب مىكرد تا نقش مهمى به حكومتها و شاهان كوچك واگذار شود تا به اين وسيله همبستگى عناصر گوناگون دستگاه حاكم بيشتر گردد ، اينجاست كه دولت پارت ناگزير از سوئى به هلنىها و از سوى ديگر به عشاير كوچنشين قديمى كه دولت پارت را بهوجود آوردند ميدان مىدهد و اين گونه در معرض تضادهاى اجتماعى اين دو گروه قرار مىگيرد ، و بنابراين ادارهء دستگاه حكومت به هرجومرج مىگرايد .
سقوط آرشاكها و تشكيل دولت ساسانى مقدمهاى بر تغيير آرايش سازمان سياسى حكومت ايران تلقى مىشود . ساختمان اجتماعى نوع بردهدارى شرقى در اواخر دولت پارت و اوايل دوره ساسانيان رفتهرفته به دگرگونى گرائيد و سرانجام باعث تغيير روبناى سياسى شد .