4 . دولت اسكندر مقدونى . حكومت سلوكيدها
تصرف آسياى صغير ، سوريه و مصر بهدست يونانيان
چيرگى مقدونيه و نابودى دولت هخامنشى نهتنها پس از دگرگونى اوضاع داخلى مقدونيه ، بلكه در نتيجه اوضاع و احوال تازهاى كه در شبهجزيره بالكان پديد آمده بود ، بوقوع پيوست . در سدهء چهارم ق . م . بحرانى اجتماعى در يونان درگرفت ، در نظام برده - دارى سرزمين يونان ، سياستمداران و ايدئولوگها در جستجوى راه چارهاى براى خروج از اين بنبست بودند ، بسيارى از اينان تنها چاره را استيلاى بر كشورهاى شرقى بر - مىشمردند ، بهويژه سقراط جامعهشناس و فيلسوف نامدار هواخواه اين نظريه بود ، او همهء دولتهاى كوچك يونان را دعوت كرد تا متحد شوند و براى لشكركشى مشترك بهمنظور تصرف سرزمينهاى تازه آماده گردند . به عقيدهء او بايستى در سرزمينهاى اشغالى دولت شهرى ( پليس ) تشكيل مىشد و يونانيان فقير كه سرچشمهء اصلى عصيان و شورش در ميهن بودند و پيوسته ثبات رژيمهاى موجود جامعه يونانى را تهديد مىكردند ، بايستى در دهستانهاى اين سرزمينها جاى مىگزيدند . نخست او پيشنهاد مىكرد كه سازمان دهندگان اين لشكركشى بايستى آتنىها باشند ، اما در پايان زندگيش به مقدونيه و پادشاهش