كه در آنزمان پيشرفتهتر از هر جاى ديگر بود ، در سرتاسر قلمرو هخامنشى نفوذ كرد . در پهنهء شاهنشاهى ايران روشهاى نوين تكنيك كه ويژهء اين يا آن ملت بود گسترش يافت و در كنار آن ، سوژههاى هنرى ، علمى ، حماسهاى و سرانجام ادبيات ملتها روى يكديگر تأثير متقابل گذاشتند .
در زمان هخامنشيان در بيشتر كشورهاى تابعه بهويژه در شرق خط و نوشته رايج شد ؛ ريشهء اين خط الفبائى و از آرامى گرفته شده بود . بهگونهاى كه هماكنون گفته مىشود ، زبان آرامى زبان رسمى دولت هخامنشى بود و اين زبان بايستى در نوشتههاى كليه كشورهاى تابع شاهنشاهى بهكار مىرفت . مثلا خط و زبان آرامى در نيمه يكم دورهء حكومت هخامنشيان در آراخوسى ( جنوب شرقى افغانستان ) بهكار مىرفت . ظاهرا در پايان دورهء هخامنشيان خطنويسى بهشيوه هندى هم معمول گرديد كه آن هم زير نفوذ خط آرامى قرار داشت . حتى خط و زبان الفبائى ايران ، آسياى ميانه و افغانستان ( فارسى ميانه ، پارتى ، خوارزمى ، سغدى و غيره ) از خط و زبان آرامى ريشه گرفت ، در بيشتر اين كشورها در قرون وسطى الفبائى كه ريشه عربى داشت بهكار رفت .
روند فرهنگىاى كه در زمان هخامنشيان آغاز شد نقش مهمى را در پيشرفت فرهنگ و دانش جهان باستان ( و حتى در تاريخ فرهنگى قاره اروپا بهطور كلى ) ايفا كرد . دانشمندان يونانى - هردوت ، دموكريت و غيره - به كشورهاى گوناگون قلمرو هخامنشيان سفر كردند و علوم گوناگونى از قبيل رياضى ، نجوم و دانشهاى ديگر را فراگرفتند و بعدها اين دانشها در مصر ، بابل و چند كشور ديگر گسترش يافت . اصول فلسفى مورد اعتقاد مغها و زرتشتيگرى نفوذ قابل توجهى روى سيستم فلسفى يونانيها داشت .
نويسندگان ، تاريخنگاران و فيلسوفان يونانى - هردوت ، ارسطو ، پلوتارخ و غيره دربارهء آگاهىهاى دينى ايرانيان اطلاعات جالبى دادهاند . در پايان دورهء هخامنشيان اينها با نام زرتشت آشنا شدند ، اما از فلسفهء او آگاهى نداشتند ، در اواسط سده پنجم ق . م .
هردوت شرح مبسوطى دربارهء مذهب ايرانيان باستان بهعنوان زرتشتيگرى نوشته است .
اما شرح كامل ويژگيهاى اين دين بهوسيلهء دانشمندان زرتشتى پخش مىگرديد ، مبناى نظريات و عقايد مغها نوشتههاى گاتها و اطلاعاتى درباره خرده اوستا بود .
مسئله دين پارسيان در زمان هخامنشيان مدتهاست كه از لحاظ علمى مورد بحث دانشمندان است . بهموجب كتيبههاى داريوش يكم و خشايار شاه كه هماكنون در دسترس است ، دين پارسيان وجوه اشتراك بسيارى با زرتشتيگرى دارد - به خداى بزرگ به نام اهورا مزدا اعتقاد داشتند ، پيرو پندار دواليسم يعنى تقسيم پديدههاى جهان به وابستگان عامل نيكى يا عامل بدى ، بودند . بهطور كلى آنچه از اصطلاحات و عبارات اين كتيبهها
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١٠٨