به دشوارى گرائيده است اما ديرى نپائيد كه سرانجام پيمان صلحى كه مورد توافق طرفين بود ، به امضاء رسيد . بهموجب اين پيمان ، پارسها موفق شدند دوباره بر كنارههاى درياى اژه چيره شوند و تسلط خود را بر شهرهاى يونانى آسياى صغير برقرار كنند .
اما در مرزهاى آسياى صغير ، آشفتگى از ميان نرفت . به سال 365 ق . م . ساتراپ سوريه به نام آريوبارزان بهپاخاست ، او به مدت سه سال عليه حكومت مركزى جنگيد تا آنكه در اثر خيانت پسرش گير افتاد و اعدام گرديد . در همين هنگام خيزشهائى در شهرهاى فينيقيه رويداد ، ديرى نپائيد شورشهائى هم در ساتراپهاى آسياى صغير به وقوع پيوست .
در پايان سلطنت اردشير دوم كارى ، ليدى و كيليكى از شاهنشاهى هخامنشى جدا شدند ، در همين هنگام هندوستان هم سقوط كرد ، اما عشاير خوارزم و ساكزى همانگونه پيوستگى خود را با سلطنت پارسيان حفظ كردند .
به سال 358 دورهء طولانى سلطنت اردشير دوم پايان يافت و اردشير سوم به تخت نشست . او با جديت فراوان به بازگرداندن ايالات ازدسترفته و پيوستن آنها به قلمرو شاهنشاهى همت گماشت ، بسيارى از شورشها را در آسياى صغير و سوريه سركوب كرد .
به سال 345 شهر فينيقيهاى سيدون بهپاخاست ، مصر كه از مدتها پيش استقلال بهدست آورده بود از آن پشتيبانى كرد . به سال 345 اردشير سوم با ارتش نيرومندى به سيدون تاخت . پس از يك محاصرهء طولانى شهر سقوط كرد و بهوسيله مهاجمان ويران شد ، ساكنان اين شهر را براى بردگى به بابل و شوش بردند . هماكنون فينقيه با كيليكى متحد شد ، حاكم اين ساتراپ نامش مازئى بود .
اردشير سوم پس از محكم كردن موقعيتش در فينقيه ، به مصر رهسپار شد . ارتش بزرگى شامل 60 هزار مصرى ، 20 هزار مزدور يونانى و ليبىاى براى مقابله با پارسيان آماده بودند . در نبرد مهمى كه در نزديكى پلوسى رويداد پارسها پيروزى بهدست آوردند .
مصريان بهسختى كيفر ديدند ، معبدهايشان تاراج و كشورشان ويران گرديد . در همين هنگام نيروى پارسيان در قبرس نوسازى شد .
سقوط دودمان هخامنشى
به سال 337 فعاليتهاى پيگيرانهء اردشير سوم كه بهوسيله پزشك مخصوصش مسموم گرديد . پايان يافت ، بنا به فرمان رئيس خواجهسرايان دربارى به نام باگوئى او را زهر خوراندند . ارسس پسر اردشير سوم به تخت نشست . اما در ژوئن 336 او هم قربانى توطئهاى شد و همراه تمام افراد خانوادهاش به قتل رسيد . هماكنون باگوئى ، ساتراپ