مىفرمود و فرمانروائى ساتراپ را بهدست مىگرفت اينان يا بىاعتنائى مىكردند ، يا او را بهعنوان آزادكننده خود مىشناختند ، چنان كه ديديم اين چگونگى در مصر وجود داشت .
با اينهمه هخامنشيان در دوران فرمانروائىشان نقش مهمى را در پيشرفت تاريخ ايران و خاورميانه و نزديك ايفا كردهاند . در دوران طولانى حكومت اين دودمان ، در سرزمينهاى پهناورى از مديترانه شرقى گرفته تا مرزهاى هند ، تا اندازهاى صلح و آرامش برقرار شد ، و شرايط مساعدى براى شكوفائى بازرگانى و پيشرفت روابط فرهنگى ميان كشورهاى گوناگون پديد آمد . بنگاهها و سازمانهاى اقتصادى و سياسى و سنتهاى فرهنگىاى كه در دورهء هخامنشيان پديد آمدند ، در طى سدهها محفوظ نگاهداشته شدند و در زمان حكومت اسكندر مقدونى ، پادشاهى پارتها و ساسانيان مورد بهرهبردارى قرار گرفتند .
فرهنگ دولتهاى هخامنشى . مذهب و هنر ايرانيان در دوره هخامنشيان .
دوران هخامنشيان زمان نفوذ متقابل فرهنگى ملتهاى خاور زمين بهشمار مىآيد .
يك رشته عواملى باعث پيدايش چنين پديدهاى گرديدند : با تشكيل شاهنشاهى بزرگ ، بسيارى از كشورهاى خاورميانه و نزديك باهم متحد شدند ؛ دستگاه رهبرى سياسى هخامنشيان نسبت به سنن فرهنگى و مذهبهاى پيشين ملل مغلوب بسيار با نرمش رفتار مىكرد ، و ضمن مقايسه با سياستهاى دولتهاى بزرگ باستانى ديگر روشهاى رفتار هخامنشيان با مردم مغلوب از زمين تا آسمان فرق داشت ؛ نمايندگان ملتهاى گوناگون امكان داشتند بدون واسطه با بسيارى از شهرها و دولتهاى محلى ديگر تماس بگيرند . گاهگاهى گروه - هاى وابسته به « كشورهاى » بيگانه در محلههاى ويژهاى از شهر جاى مىگزيدند ، اينان طبق سنتهاى ملى خودشان در گردهمآئىها شركت مىكردند و حتى ارگانهاى رهبرى در ميان خودشان برمىگزيدند ، اما بيشتر اوقات ، در كنار مردم معمولى آن زندگى مىكردند ، با آنها معاشرت و معامله داشتند ، حتى با مردم محل ازدواج مىكردند ، و تغيير مذهب مىدادند . اينها بهآسانى به زندگى اجتماعى و اقتصادى مردم محلى خو مىگرفتند ، اين بيگانگان رفتهرفته در مردم محلى ادغام مىشدند ، زبان و فرهنگ آنها را فرامىگرفتند ، و به نوبهء خود از لحاظ فرهنگى در شهروندان آن كشور نفوذ مىكردند .
رفتوآمد و تماسهاى افراد وابسته به نژادهاى گوناگون باعث انتقال علوم و فنون از كشورى به كشور ديگر گرديد و رفتهرفته فرهنگ و علوم مادى هلنى ( يونان قديم )