تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
1 - بر مبناى آخوند اصالة عدم التذكية جارى مىكنيم ، زيرا اين حيوان در زمان حيات مذكّى نبوده و پس از حيات است كه شك مىكنيم در تذكيه لذا استصحاب مىكنيم عدم را تا زمان خروج روح و ذبح مذبح . 2 - بر مبناى جناب ميرزا عدم التذكية جارى نمىشود ، چرا كه قابليت حيوان براى تذكيه حالت سابقه ندارد نه وجودا نه عدما پس جاى استصحاب نيست . بلكه مرجع ، عند الشك در قابليّت آن ، به اصالة الطهارة و الحليّه است . * حاصل مطلب در ( لكن الانصاف الزام العقل بدفع الضرر المشكوك فيه . . . ) چيست ؟ اين است كه عقل دفع ضرر مشكوك را نيز واجب مىداند چرا كه ميان موارد قطع به ضرر دنيوى با ظنّ و يا شك در آن فرقى نمىگذارد . * دليل شيخ بر اين مدّعى چيست ؟ اين است كه اگر مايعى در برابر شما باشد كه احتمال دهيد سم باشد لكن نه احتمال راجح ، بلكه متساوى الطرفين بالوجدان به احتمال مزبور ترتيب اثر نمىدهيد ؟ چرا كاملا توجّه كرده و از آن مايع محتمل السميّة پرهيز مىكنيد . * پس مراد از ( لكن حكم العقل بوجوب دفع الضرر المتيقّن . . . ) چيست ؟ اين است كه سخن ما در و الانصاف كليّت ندارد . * بيان مطلب فوق چيست ؟ اين است كه ضرر را از دو جهت مىتوان مورد ملاحظه قرار داد : 1 - ضرر بما هو ضرر ؛ 2 - ضرر در كنار مصالح مهم‌تر . حال آنجا كه عقل مىگويد : دفع ضرر دنيوى مقطوع و يا محتمل واجب است به لحاظ جهت اوّل يعنى ضرر بما هو ضرر است و نه به لحاظ ضرر در كنار مصالح مهم‌تر . * چرا جهت دوم مورد ملاحظهء عقل نيست ؟ زيرا عقل در اين جهت حكم بالاستقلال به وجوب دفع ندارد . * پس اگر شارع امر كند كه تسليم شو تا حد الهى جارى شود منظورش چيست ؟ ضرر دنيوى است ، لكن چون موجب نجات از عقاب اخروى است عقل منكر آن نشده و تقبيح نمىكند همان‌طور كه در جهاد و قصاص چنين است . * حاصل اين بحث چيست ؟ اين است كه گاهى شارع مقدّس و عقل به خاطر مصالحى مهم‌تر ، دفع ضرر مقطوع دنيوى را نيز مباح مىنمايند تا چه رسد به تجويز ضرر محتمل دنيوى آن‌هم به خاطر مصلحت تسهيل . در نتيجه دليلى بر وجوب دفع مطلق ضرر دنيوى در دست نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 97 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى