تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
* كداميك از اصول موضوعيه و حكميّه از نظر رتبه بر ديگرى تقدّم دارند ؟ عند المحققين اصول موضوعيّه كه در موضوع الحكم جارى مىشوند از حيث رتبه بر اصول حكميّه كه در نفس الحكم جارى مىشوند تقدّم دارند و لذا تا زمانى كه اصل موضوعى در ميان باشد نوبت به اصل حكمى نمىرسد ، خواه اصل موضوعى هم نتيجه با اصل حكمى باشد و يا نباشد . به عبارت ديگر ، اصول موضوعيّه وارد بر اصول حكميه‌اند ، چرا ؟ زيرا كه : 1 - موضوع نسبت به حكم به منزلهء علّت نسبت به معلول و يا سبب نسبت به مسبب است . 2 - بلاشك علت از نظر رتبه بر معلول مقدّم و تخلّف معلول از علّت تامه محال است . پس : موضوع از نظر رتبه بر حكم مقدم است . به عبارت ديگر ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت مثبت له . بنابراين : ابتدا بايد موضوع الحكم تثبيت گردد و سپس حكمى براى آن اثبات شود . حال ، اگر در مرتبهء موضوع اصلى از اصول عمليّه جارى شد و موضوع را نابود گردد ديگر نوبت به اصل حكمى نمىرسد ، چرا كه سالبه به انتفاء موضوع است . * مسئلهء فوق در چه صورتى است ؟ در صورتى است كه اصل موضوعى مخالف با اصل حكمى باشد . * آيا اگر اصل موضوعى هم‌نتيجه با اصل حكمى باشد مىتوان اصل حكميّه جارى نمود ؟ خير ، چرا كه تحصيل حاصل است و آن محال است . * خلاصه مطلب چيست ؟ اين است كه اصل موضوعى به منزلهء اصل سببى است و اصل حكمى به منزلهء اصل مسبّبى است و مادامىكه اصل سببى باشد نوبت به اصل مسببى نمىرسد . * تذكيه‌اى كه موجب طهارت و حليّت است به چه معناست ؟ 1 - بر مبناى جناب آخوند عبارت است از امور خمسه يعنى فرى الأوداج الاربعة ، بالحديد ، على القبلة ، مع التسمية ، مع كون المذكّى مسلما ، باضافة قابليّت ذاتيه محل براى تذكيه . مراد ايشان اين است كه : تذكيه يك حقيقت بسيطه‌اى است كه از مجموع اين پنج امر به اضافه قابليت محل حاصل مىگردد . 2 - بر مبناى ميرزاى نائينى عبارتست از : حقيقت مركبهء از پنج امر مذكور و اما قابليّت محل امرى است خارج از حقيقت تذكيه و جنبهء شرطيت دارد ، چرا كه اگر قابليت باشد آن امور خمسة در طهارت و حليّت تأثير خواهند گذاشت و الّا فلا . * حال اگر در قابليّت حيوانى براى تذكيه شك كرديم با توجه به دو مبناى فوق چه بايد بكنيم ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 96 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى