حال : وقتى با اجماع مركب به اين قول رسيديد آيا توافق على القول الواحد ممكن است بايد بگوييم : خير ، چرا ؟
چون آنچه در لوح محفوظ فهميدى واجب و حرام است ، و حال آنكه آنچه در توافق على القولين است واجب لا غير و يا حرام لا غير است .
در نتيجه : اتفاق و اجماع بعد الخلاف پس از قول به تخيير واقعى معقول نيست لكن اتفاق بعد الخلاف پس از قول به اباحه و يا تخيير ظاهرى اشكالى ندارد .
* مراد از ( و ما ذكره من التفريع اقوى شاهد على . . . ) چيست ؟
اين است كه : اين ثمرهاى كه شيخ طوسى بيان فرمود قوىترين شاهد بر ارادهء تخيير واقعى است .
چرا ؟ زيرا تخيير ظاهرى مثل مقتضاى ساير اصول به مجرد علم به حكم واقعى مرتفع مىشود و حال آنكه تخيير واقعى قابل ارتفاع نيست .
پس : مراد شيخ طوسى : تخيير واقعى است و نه ظاهرى و هو مستلزم لطرح قول الامام
* پس مراد از ( و كيف كان : فالظاهر بعد التأمّل فى كلماتهم . . . ) چيست ؟
اين است كه : اگر كسى در كلمات ارباب فقه و در باب اجماع مركب دقت نمايد متوجّه مىشود كه مراد آنها اين است كه : طرح قول امام در مقام عمل جايز نمىباشد .
و حال آنكه مفروض در ما نحن فيه اين است كه اگر به اباحه ملتزم شويم مستلزم طرح حكم واقعى و قول امام نمىباشد ، التزام قلبى هم كه تابع علم است .
* حاصل مطلب و تلاش شيخ در مسئلهء مزبور تا به اينجا چه بود ؟
شيخ مىخواست ثابت كند كه ادلّهء برائت و اباحه شامل دوران بين المحذورين هم مىشود و لذا در اينجا نيز ما ملتزم مىشويم به اباحهء ظاهريه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢٠