( تشريح المسائل )
* حاصل مطلب در ( و محلّ هذه الوجوه ما لو كان كل من الوجوب و الحرمة توصليا ) چيست ؟
بيان محلّ نزاع است مبنى بر اينكه :
اقوال و وجوه مذكور در جايى متصوّرند كه هر دو احتمال وجوب و حرمت و يا يكى از آن دو لا على التعيين توصّلى باشد .
لكن اگر هر دو طرف وجوب و حرمت يا يكى از آن دو على التعيين تعبدى باشد ديگر قول اوّل و دوّم يعنى : اباحه و توقّف در چنين جايى جريان نخواهد داشت اگرچه اقوال ديگر احتمال جريان دارند .
* سرّ مطلب چيست ؟
اين است كه : اگر هر دو طرف تعبّدى باشد براى اجراى قول به اباحه و قول به توقّف محذور وجود دارد .
و آن مخالفت عمليهء قطعيه است .
فىالمثل : جهر به بسم الله در نمازهاى يوميّه يا واجب است يا حرام ؟ هريك كه باشد قصد قربت لازم دارد ، لذا :
اگر گفتيد بسم الله واجب است و من دوست دارم آن را جهرا بخوانم مىگوييم اين جهرى خواندن شما مخالفت عمليه است . چرا ؟
زيرا كه جهر به بسم اللّه يا واجب است يا حرام ، اگر حرام باشد شما مرتكب حرام شدهاى و اگر واجب باشد چون بدون قصد قربت است باز هم مخالفت كردهاى .
پس در اينجا جريان قول اوّل و دوّم مستلزم مخالفت عمليه است ، يعنى : يا واجب را ترك كردهاى يا حرام را بدون نيت ترك كردهاى . و حال آنكه بحث ما در موردى كه مخالفت عمليه ممكن نباشد بلكه مخالفت و موافقت ، احتمالى است و اين منحصر به اقوال ديگر است .
* آيا اگر احدهما المعيّن تعبدى باشد باز هم اجراى قول به اباحه و توقف مخالفت عمليه است ؟
بله ، چرا كه فى المثل :
من نمىدانم جهر به بسم الله واجب است يا حرام ؟ لكن اين را مىدانم كه اگر واجب باشد قصد قربت لازم دارد و چنانچه حرام باشد نه .
حال اگر از شما بپرسند كه در اينجا قول به اباحه را اختيار مىكنيد و يا قول به توقف را ، چه مىگوييد ؟
اگر بگوييد قول اوّل را اختيار كرده و بسم الله را جهرا مىخوانم ، به تو مىگوييم :
اين مخالفت عمليه است چرا كه يا حرام را مرتكب شدهاى و يا واجب را بدون قصد قربت اتيان نمودهاى .