تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
* پس مراد از ( او لا بعينه ) در پايان متن سؤال فوق چيست ؟ اين است كه : در ما نحن فيه ، جماعتى فتوا به تخيير استمرارى داده‌اند به اين معنا كه : در دوران بين المحذورين وظيفهء ما اخذ به يكى از وجوب حرمت است لا على التعيين . يعنى : در انتخاب احدهما مخيّر هستم و اين تخيير هم استمرارى است . يعنى : هر واقعه‌اى از وقايع ، حكم جداگانه‌اى دارد و مكلّف در هركدام از آنها مخيّر است كه جانب حرمت را اخذ كند و عمل را ترك كند و يا احتمال وجوب را ملتزم شود و عمل را اتيان نمايد . 2 - و جماعتى فتوا به تخيير ابتدايى داده‌اند به اين معنا كه : در مسئلهء دوران بين المحذورين بايد به يك طرف اخذ كنيم ولى كدام طرف باشد در تعيين آن اختيار با ما است ، منتهى تخيير ابتدايى است . يعنى : اولين بار كه چنين واقعه‌اى رخ داد و فىالمثل ميّت كافرى در خارج محقّق شد مكلّف مخيّر است بين الفعل و الترك ، لكن وقتى در اين حادثه يك طرف را اخذ نموديم بايد در وقايع و حوادث آتيه نيز به همان طرف ملتزم شده و به آن اخذ نماييم . به عبارت ديگر : اگر وجوب را اختيار كرده وجوب و چنانچه حرمت را برگزيده براى هميشه حرمت باشد . * مقدّمة بفرماييد عملى كه امرش دائر است ميان وجوب و حرمت تعبدى است يا توصّلى ؟ از چهار حال خارج نيست : 1 - يا كلاهما تعبدى باشند ، بدين معنا كه اگر فى الواقع واجب است تعبدى است و اگر حرام است باز هم تعبدى است . 2 - و يا يكى از دو احتمال بطور معيّن تعبدى و ديگرى توصلى است ، يعنى اگر مثلا در واقع واجب باشد ، تعبدى است و چنانچه حرام باشد توصّلى است كه تركش محتاج به قصد قربت نيست . 3 - و يا يكى از آن دو لا على التعيين تعبّدى و ديگرى توصلى است ، لكن اينكه كداميك معينا تعبدى و كداميك توصلى است مشخّص نيست . 4 - و يا كلاهما توصّلى هستند يعنى اگر در واقع واجب باشد ذات العمل بدون قصد قربت واجب است و چنانچه حرام باشد . ترك العمل نياز به قصد قربت ندارد .