تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

يك توهّم و دفع آن

اما اينكه توهم مىشود كه استفادهء استحباب شرعى در اخبار من بلغ ، مانند استفادهء استحباب شرعى از اخبار واردهء كثيره است كه در آنها اكتفا به ذكر وعدهء ثواب شده ( ولى امر نشده ) مثل اين سخن امام عليه السّلام كه : هركس محاسن خود را شانه كند فلان مقدار ثواب دارد ، دفع مىشود به اينكه استفاده ( امر مولوى ) در اينجا ( يعنى اخبار من سرّح لحيته ) ، به اعتبار اين است كه ثواب مترتّب نيست مگر با طاعت حقيقيه و يا حكميه . پس بازگشت اخبار ( من سرّح ) به اين است كه ثواب در اثر اطاعت خداى سبحان است به خاطر انجام فعل ، پس ثواب در اينجا كشف مىكند از تعلّق امرى مولوى به تسريح لحيه از جانب شارع . در نتيجه ثواب موعود ( در تسريح اللّحيه ) مستلزم امرى است كه استدلال مىشود به آن به صورت انّى ( يعنى از معلول پى به علّت مىبريم ) و مثل همين مثال است : استفادهء وجوب ( واجبات ) و حرام بودن ( محرّمات ) از ادلّه‌اى كه اكتفا شده در آن ادلّه بر فعل يا بر ترك ( كه مثلا اگر اين عمل را انجام دهى فلان درجهء بهشت را دارى و اگر آن را ترك كنى فلان عقاب را خواهى داشت و اين كاشف از امر و يا نهى است ) . و امّا ثوابى كه در اين اخبار ( من بلغ ) داده شده به اعتبار طاعت حكميه است ، پس اين ثواب لازمهء خود احتياط است ( و نه مال امر مولوى ) ، احتياطى ( عملى ) كه متفرع است بر شنيدن و احتمال صدق و راستى و لو امر ديگرى هم برآن وارد نشده باشد پس ( اخبار من بلغ ) بر طلب شرعى ديگرى دلالت ندارند . بله لازمهء وعدهء ثواب طلب ارشادى است جهت به دست آوردن اين ثواب پس مراد از اين اوامر ( من بلغ ) مثل اوامر احتياط تأييد حكم عقل است و تشويق به تحصيل آنچه خدا وعده داده است به بندگانش كه به منزلهء مطيعين‌اند ( يعنى طاعت حكميّه ) . و اگر خصوص ثواب بالغ به وسيلهء اين اخبار ( من بلغ ) مورد نظر باشد و ( نه اصل ثواب ) چنان كه ظاهر بعضى اخبار من بلغ چنين است ( آنى كه وعده داده‌اند ، مىدهند ) . اگرچه مغاير حكم عقل باشد ( كه حكم عقل ) اصل ثواب است نسبت به انجام اين عمل بنا بر اينكه عقل حكم نمىكند به استحقاق آن ثواب شنيده شده ( كه مثلا فلان عمل برابر با چهل سال عبادت است ) كه انگيزهء بر انجام اين فعل است . بلكه گاهى مناقشه مىشود در نامگذارى آن ثوابى كه اين فاعل مستحقّ آن مىشود . به خاطر احتمال امر احتياط ( يعنى استحقاقى نيست ، بلكه تفضّلى است ) و بلكه اگرچه نوعى از جزا و عوض است . جز اينكه مدلول اين اخبار خبر دادن از تفضّل خداى سبحان بر عامل به همان ثواب شنيده شده . اگر اين‌چنين باشد ؛ اين نيز مستلزم امرى شرعى كه موجب اين ثواب است ، نيست بلكه آن نظير اين سخن خداى تعالى است كه من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ، و ملزوم امر ارشادى است كه عقل در تحصيل آن ثواب مضاعف به دنبال شرع است .