* مراد از واجب اصلى و تبعى چيست ؟
واجب اصلى آن است كه كلام مستقلا مفيد وجوب آن باشد مثل نماز كه أقيموا الصلاة مستقلا آن را واجب نموده است .
واجب تبعى آن است كه كلام مستقلا ، وجوب آن را نمىرساند بلكه از توابع وجوبى است كه از كلام قصد شده است مثل مقدّمه واجب نسبت به واجب .
فى المثل اگر مولى خريدن گوشت را واجب كرده باشد و گوشت در بازار باشد ، رفتن به بازار براى خريد آن وجوب تبعى است .
* واجب تبعى خود بر چند قسم است ؟
بر دو قسم : غيرى ، ضمنى .
* مراد از واجب غيرى و ضمنى چيست ؟
واجب غيرى كه در مقابل واجب نفسى است مثل مقدمه نسبت به ذى المقدّمه .
واجب ضمنى كه در مقابل واجب نفسى استقلالى قرار دارد بدين معناست كه هر جزئى وجوب ضمنى و در ضمن كلّ خودش دارد مثل وجوب سوره در نماز .
* با حفظ مقدمهء مزبور مسئله مورد بحث در اين تنبيه چيست ؟
اين است كه : 1 - گاهى شك ما در وجوب نفسى استقلالى است مثل دعا عند رؤيت الهلال .
2 - گاهى شك ما در وجوب تبعى است كه از آن به شك در شرطيّت و يا شك در جزئيّت تعبير مىشود . مثل شك در وجوب وضو براى نماز و يا وجوب سوره در نماز .
* مراد از ( انّ محلّ الكلام فى هذه المسألة . . . ) چيست ؟
اين است كه محل بحث ما راجع به شك در وجوب نفسى استقلالى بود .
* پس مراد از ( و امّا اذا احتمل كون شىء واجبا لكونه جزء و شرطا . . . ) چيست ؟
شك در وجوب تبعى يعنى شرك در جزئيت و يا شرطيّت . چيزى براى نماز ، در حقيقت داخل در باب علم اجمالى و شك در مكلّف به است .
* دليلتان بر اين مدعى چيست ؟
اين است كه ما يقين داريم به اينكه ذمّه ما مشغول به نماز است و لكن آيا با اين شرط و يا بدون اين شرط ؟ و يا با اين جزء يا بدون اين جزء ؟
نكته اينكه : اين بحث همراه با اقلّ و اكثر ارتباطى در محلّ خود خواهد آمد و اكنون به بحث مورد نظر در تنبيه دوّم مىپردازيم .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٧٧