متن :
و ينبغي التنبيه على أمور :
الأول أنّ محلّ الكلام في هذه المسألة هو احتمال الوجوب النفسي المستقلّ ، و أمّا إذا احتمل كون شىء واجبا لكونه جزء أو شرطا لواجب آخر ، فهو داخل في الشكّ في المكلّف به ، و إن كان المختار جريان أصل البراءة فيه أيضا ، كما سيجىء إن شاء اللّه تعالى ، لكنّه خارج عن هذه المسألة الاتفاقيّة .
ترجمه :
[ تنبيهات ]
تنبيه اوّل
محلّ بحث ما در اين مسئله ( يعنى شبههء وجوبيه فقدان نصّ ) ، احتمال وجوب نفسى مستقل است ( مثل استهلال در اول رمضان و يا دعاء عند رؤية الهلال ) .
اما اگر شك در جزء بودن و يا شرط بودن شيئى براى واجب ديگرى باشد ( فىالمثل شك بكنيم كه آيا وضوء شرط نماز و يا قنوت جزء نماز هست يا نه ؟ ) چنين شكى داخل در شك در مكلّف به ( يعنى اقلّ و اكثر ) است اگرچه مختار ( و قول ما ) در اقلّ و اكثر نيز جريان اصالة البراءة است ( كه در اقلّ واجب و در اكثر برائت جارى مىشود ) لكن اين ( يك مسئلهء اختلافى است كه ) خارج از بحث اين مسئله اتفاقى ( يعنى شبههء وجوبيّه فقدان نصّ ) است كه در جاى خودش انشاءالله خواهد آمد .
( تشريح المسائل )
* حاصل و خلاصهء اين متن چيست ؟
اين است كه شيخ و حضرات مجتهدين اگرچه احتياط را در شبههء وجوبيه واجب نمىدانند و لكن منكر رجحان الاحتياط هم نيستند .
فى المثل اگر سؤال شود كه آيا استهلال در اوّل رمضان واجب هست يا نه ؟ پاسخ مىدهند كه احتياط واجب نيست و لكن حسن و استحباب آن را نيز در برخى موارد منكر نيستيم . استحبابى كه در اينجا مطرح است ، ارشادى بوده كه مىدانيم استحباب ارشادى تأثيرى در ثواب و عقاب ندارد .
اگر از ايشان سؤال شود كه اگر كسى استهلال كند آيا مستحقّ ثواب هست يا نه ؟ پاسخ مىدهند كه هرچند امر به احتياط ثوابآور نيست ، لكن اگر خود موضوع با قطع نظر از امر به آن يك مسئلهء نورانى است