3 - شرب تتن از مصاديقى است كه مشكوك الحرمة است و نه معلوم الحرمة .
4 - برائت يقينيّه تابع اشتغال يقينيّه است . چون در شرب تتن كه مشكوك الحرمة است اشتغال يقينيّه وجود ندارد ، برائت يقينيّه هم در كار نيست .
اما : در شبهات موضوعيّه ( فى المثل ) شارع فرموده : اجتنب عن الخمر
نهى مزبور شامل تمام مصاديق خمر مىشود چه معلوم چه مظنون ، چه مشكوك ، چه موهوم .
حال اشتغال يقينيّه در اينجا من باب مقدّمهء علميّه مستلزم اجتناب از همهء محتملات مزبور است در نتيجه : با اجتناب از محتملات مزبور اشتغال يقينيّه و به دنبال آن برائت يقينيّه حاصل مىشود ، پس اين دليل مربوط به شبهات موضوعيّه است .
* منظور از آوردن كلمهء ( لو ) چيست ؟
مىخواهد بگويد اين دليل ( مقدّمهء علميه ) چه در احكام و چه در موضوعات بىوجه است ، چرا ؟ زيرا مادامىكه حكم خدا بيان نشده ، چه در احكام و چه در موضوعات عقاب بلابيان قبيح است و بيان تمام نمىشود ، مگر با علم به صغرى و كبرى ، درحالىكه مقدّمهء علميه مربوط به بابت علم اجمالى است .
فى المثل دو ظرف داريم شك مىكنيم كه اين ظرف خمر است يا آن ظرف ، من باب مقدّمهء علميه از هر دو ظرف اجتناب مىكنيم و حال آنكه در باب شك بدوى كه ما نحن فيه است علم اجمالى مطرح نيست چه در شبهه حكميه چه در شبههء موضوعيّه .
* مراد شيخ از ( انّ التكليف بذي المقدمه غير محرز . . . الخ ) روشنتر بيان كنيد ؟
مراد شيخ اين است كه دليل جناب حرّ نه تنها مربوط به شبهات حكميه نيست ، بلكه در شبهات موضوعيّه هم تام و تمام نيست . چرا كه تماميت و عقابآور بودن بيان بدين صورت است كه :
1 - موضوع ( صغراى قضيه ) محرّز شود . فى المثل : هذا خمر .
2 - حكم ( كبراى كلى قضيه ) محرّز شود . فى المثل : كلّ خمر حرام .
در نتيجه : فهذا حرام .
حال :
1 - احراز اين دو مقدمه در موارد علم تفصيلى و علم اجمالى است .
2 - در موارد شك بدوى ( كه مورد بحث ماست ) و لو كبرى معلوم باشد ولى صغرى مشكوك است .
در نتيجه : اجتناب از فرد مشكوك نه واجب نفسى است مثل موارد علم تفصيلى و نه واجب مقدّمى است مثل موارد علم اجمالى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٥