تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
3 - شرب تتن از مصاديقى است كه مشكوك الحرمة است و نه معلوم الحرمة . 4 - برائت يقينيّه تابع اشتغال يقينيّه است . چون در شرب تتن كه مشكوك الحرمة است اشتغال يقينيّه وجود ندارد ، برائت يقينيّه هم در كار نيست . اما : در شبهات موضوعيّه ( فى المثل ) شارع فرموده : اجتنب عن الخمر نهى مزبور شامل تمام مصاديق خمر مىشود چه معلوم چه مظنون ، چه مشكوك ، چه موهوم . حال اشتغال يقينيّه در اينجا من باب مقدّمهء علميّه مستلزم اجتناب از همهء محتملات مزبور است در نتيجه : با اجتناب از محتملات مزبور اشتغال يقينيّه و به دنبال آن برائت يقينيّه حاصل مىشود ، پس اين دليل مربوط به شبهات موضوعيّه است . * منظور از آوردن كلمهء ( لو ) چيست ؟ مىخواهد بگويد اين دليل ( مقدّمهء علميه ) چه در احكام و چه در موضوعات بىوجه است ، چرا ؟ زيرا مادامىكه حكم خدا بيان نشده ، چه در احكام و چه در موضوعات عقاب بلابيان قبيح است و بيان تمام نمىشود ، مگر با علم به صغرى و كبرى ، درحالىكه مقدّمهء علميه مربوط به بابت علم اجمالى است . فى المثل دو ظرف داريم شك مىكنيم كه اين ظرف خمر است يا آن ظرف ، من باب مقدّمهء علميه از هر دو ظرف اجتناب مىكنيم و حال آنكه در باب شك بدوى كه ما نحن فيه است علم اجمالى مطرح نيست چه در شبهه حكميه چه در شبههء موضوعيّه . * مراد شيخ از ( انّ التكليف بذي المقدمه غير محرز . . . الخ ) روشن‌تر بيان كنيد ؟ مراد شيخ اين است كه دليل جناب حرّ نه تنها مربوط به شبهات حكميه نيست ، بلكه در شبهات موضوعيّه هم تام و تمام نيست . چرا كه تماميت و عقاب‌آور بودن بيان بدين صورت است كه : 1 - موضوع ( صغراى قضيه ) محرّز شود . فى المثل : هذا خمر . 2 - حكم ( كبراى كلى قضيه ) محرّز شود . فى المثل : كلّ خمر حرام . در نتيجه : فهذا حرام . حال : 1 - احراز اين دو مقدمه در موارد علم تفصيلى و علم اجمالى است . 2 - در موارد شك بدوى ( كه مورد بحث ماست ) و لو كبرى معلوم باشد ولى صغرى مشكوك است . در نتيجه : اجتناب از فرد مشكوك نه واجب نفسى است مثل موارد علم تفصيلى و نه واجب مقدّمى است مثل موارد علم اجمالى .