( تشريح المسائل )
* حاصل مطلب در ( انّ اجتناب الحرام واجب عقلا و نقلا و لا يتمّ . . . ) چيست ؟
اين است كه بلاشك پرهيز از محرّمات عقلا و نقلا واجب است .
اما عقلا چون عقل نافرمانى و معصيت مولى را زشت و ناپسند مىشمارد .
و اما نقلا چون آيهء شريفه مىفرمايد :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
سپس جناب حرّ مىفرمايد كه : بلاشك منظور از اجتناب ، اجتناب از محرّمات واقعيّه است و نه صرفا محرّمات معلومه ، چرا كه در لسان دليل چنين قيدى نيامده است . پس از هرآنچه در واقع و نفس الامر حرام است بايد اجتناب كنيم چه بدان علم داشته باشيم چه بدان علم نداشته باشيم . لكن اجتناب از موارد شبهات حكميّهاى كه محتمل التحريم است مثل شرب تتن و از موارد شبهات مردّد ، مثل خمر غير مسكر و يا غناء در مراثى و . . .
مقدمهء علميه است براى اجتناب از هرآنچه در واقع حرام است .
* مراد شيخ حرّ از مطلب اخير چيست ؟
اين است كه :
1 - اگر ما در مقام ارتكاب تنها به حلال بيّن اكتفاء كنيم و از حرام بيّن بالتفصيل و يا بالاجمال و حرام محتمل ( مردّده ) اجتناب كنيم ، يقين پيدا مىكنيم كه از حرام واقعى اجتناب كردهايم و اين از باب مقدّمهء علميّه است . ( صغرى )
2 - مقدمهء علميه چنانچه مقدور مكلّف باشد بالاجماع واجب است . ( كبرى )
پس : اجتناب از موارد شبهات حكميّه و مردّده از باب مقدّمهء علميّه واجب است . ( نتيجه )
* عبارة اخراى استدلال شيخ حرّ چيست ؟
اين است كه :
1 - احراز كردهايم كه تكليف ما اجتناب از محرّمات الهيه است و لذا بايد اشتغال يقينيّه در رابطهء با امتثال اين تكليف براى ما حاصل شود .
2 - اشتغال يقينيّه با اجتناب از محرّمات معلومه و محرّمات مشكوكه حاصل مىشود از باب مقدمهء علميه .
پس : بايد از موارد شبهات حكميه و مشكوكه اجتناب كنيم از باب مقدّمهء علميّه .
* پاسخ جناب شيخ به استدلال شيخ حرّ چيست ؟
اين است كه اگر مقدّمات مزبور ( از جمله مقدمهء علميّه ) ثابتكنندهء وجوب اجتناب از مشتبه الحكم و شبههء مردّدهاند ، به طريق اولى اثباتكننده وجوب اجتناب از امور مشتبهه در شبههء موضوعيّه خواهند بود .
* چرا جناب شيخ چنين اولويتى را در پاسخ به جناب حرّ مطرح مىكند ؟