در كتاب على ( ع ) كه نزد شما است ، قوله ( ( فان خفتم تنازعاً في امر ) ) يعنى اگر از اختلاف در فتوى بترسيد ، و انكار رخصت در منازعهء آنها به معنى انكار رخصت اختلاف در فتوى است و دلالت روشنى دارد بر اين كه فتوى از روى ظن جايز نيست بلكه بايد از صاحب شريعت شنيده شود چنانچه مذهب علماء ما است ، جز اندكى از متأخرين - انتهى .
من گويم : در قرآنى كه به دست ما است آيه اين است :
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ
الى الرسول و اولى الامر هم ندارد و امام كه فرموده : فان خفتم تنازعا ، يا تفسير آيه را فرموده به اعتبار اين كه معنى اين است كه اگر در شرف نزاع واقع شديد بر اثر اختلاف نظر خود چنانچه معناى ( (
إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ
) ) يعنى چون در صدد طلاق بر آمديد ، و همچنين ( (
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ
) ) چون خواستيد نماز بخوانيد ، و اين استعمال شايع است ، و اما راجع به كلمهء اولى الامر ، ظاهر اين است كه در قرائت باشد و عثمان آن را انداخته است ، چون مىفرمايد همچنين نازل شده و ممكن است تفسير - رد به خدا و به رسول باشد ، چون رد به ائمه رد به آنها است ، و مقصود از اين كه نزول چنين است يعنى از نظر معنى ، و اين كه فرمود چطور خدا به آنها دستور مىدهد به طاعت اولو الامر ، و اجازهء نزاع با آنها را مىدهد رد است بر مخالفين كه گفتند معنى آيه اين است كه اگر شما با اولو الامر در امر دين اختلاف كرديد به كتاب و سنت برگرديد ، و دليل رد اين است كه امر به اطاعت با طرف نزاع شدن منافات دارد . پايان كلام مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) - از طبرسى ( ره ) - پس از طرح مرافعهء داود حكم كرد كه بايد گوسفندان را به صاحب باغ بدهند ولى سليمان ( ع ) گفت : يا نبى الله حكم جز اين است ، فرمود : آن چيست ؟ گفت : باغ را به صاحب گوسفند بدهند و آن را نگهدارى و باغبانى كند تا به حال خود برگردد و گوسفندها را به صاحب باغ دهند تا از آن استفاده كند تا باغ به حال اول برگردد و سپس هر مالى را به