درون تن انسان جهاز مستقلى دارند و وجود انسان از تركيب اين جهازات و نيروها است ، چنانچه جسم او از تركيب ميليونها سلول فراهم شده ، و ظاهر اخبار اين است كه اين نيروهاى روحى و معنوى هم مستقل و از هم جدا هستند و در وجود معنوى انسان به هم آميخته و متّحد شدهاند و از نظر يك تشبيه محيط معنوى انسان محل تابش انوار متعددى است چون يك اطاقى كه فرض كن چند لامپ برق در آن روشن است ، همهء اين لامپها يك روشنى كامل منعكس مىكنند ولى با خاموش كردن هر كدام نور مربوط به او از ميان مىرود و نور لامپهاى ديگر پا بر جا است ، و از اخبار استفاده مىشود كه اين ارواح در درون وجود معنوى انسان تعبيه شده است نه در خارج از او ، گر چه فهم حقيقت وجود انسان هم بسى مشكل است .
6 ) نيروى روح القدس نيروى ثابت وجود انسان است و رمز همان مقام عصمت است كه خاص انبياء و اوصياء است ، و به همين جهت غفلت و خطا و اشتباه در انبياء و اوصياء نيست ، ولى ساير نيروهاى روحى ديگر دچار آفت و انحراف مىشوند و تا به هر اندازه از كمال هم كه برسند از خطا و اشتباه و غفلت مصون نيستند ، و به همين جهت در بسيارى از اخبار باب مىفرمايد : و الاربعة الارواح تنام و تغفل و تزهو و تلهو . خواب از خود بىخود شدن و خود را از دست دادن ، روح ايمان و روح نيروى انقياد براى حق ، روح اطاعتجوئى - همه در برابر حوادث ممكن است خود را از دست بدهند و به خواب عميقى اندر شوند .
غفلت - يك فراموشى موقتى است كه ممكن است به همهء اينها دچار شود . زهو - غرور به خود باليدن و عُجب ، بيشتر دامن گير مؤمنان سبك سر مىشود .
لهو - سرگرمى به امور دنيا و مال و جاه و فرزند و مقام و منصب ، آفتى است كه در آن سر زمين ايمان فلك بر باد شده است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 824
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٢٤