تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
صاحبش بدهند . از امام باقر و امام صادق ( ع ) چنين روايت شده ، جبائى گفته است به سليمان ناسخ حكم داود وحى شد ، و اظهار او از روى اجتهاد نبود زيرا روا نيست كه انبياء به اجتهاد حكم كنند ، و اين درست است و ما بدان اعتماد داريم ، و مؤيد آن است قول خدا كه ( ( ففهمناها سليمان ) ) يعنى ما حكم آن را به سليمان فهمانديم ، از پيغمبر هم روايت شده است كه حكم كرد صاحبان مواشى متعهدند شب مواشى خود را حفظ كنند و نگهدارى زراعت در روز به عهدهء صاحب زراعت است ، انتهى . من مىگويم شكى نيست كه اجتهاد بر انبياء روا نيست و استدلال مخالفين بر جواز آن به اين قضيه از چند وجه مردود است : 1 - اين كه حكم سليمان از وحى بوده چنانچه طبرسى ( ره ) گفته نه از روى اجتهاد ، و نسخ احكام جزئيه از غير اولو العزم روا است ، و دليلى بر منع آن نيست . 2 - حكم داود هم موافق حكم سليمان بوده و حكم مخالف از قضات بنى اسرائيل بوده است ، پايان نقل مجلسى ( ره ) به طور خلاصه . يعنى نام هر كدام از پدران خود را برد و وصيت هر كدام را به ديگرى بيان كرد تا به خودش رسيد ، و بعضى گفته‌اند لفظ رجل را به شمارهء امامان پيش از خود تكرار كرد - از مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) - ( ( لم تمسّه النار ) ) يعنى ساخت بشر نبوده و ساخت خالص قدرت خدا بوده ، يا اين كه از قبيل طلاى دنيا نبوده كه نيازى به آتش داشته باشد . . . ( (
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ
) ) نحن تأكيد ضمير ( نا ) است كه اسم ( ان ) است و ضمير مرفوع به جاى منصوب به كار رفته ، و گفته شده است كه خبر ( ان ) است و معنى اين است كه ( به راستى ما خودمان هستيم ) و مقصود اظهار عظمت و مدح است ، و جملهء بعد استيناف است ، احياء موتى يعنى زنده كردن در قيامت و بعد از