چنانچه خدا فرموده ( 38 سوره نبأ ) : « روزى كه روح و ملائكه در صف ايستند » .
و ارواحى كه در اينجا ذكر شده است دو وجه دارد :
الف - از هم جدا باشند و برخى بيرون از تن و برخى درون آن باشند ( بيرونى چون روح القدس و روح ايمانى ، و درونى چون روح شهوت و روح عمومى ) .
ب - مقصود از همه يك روح باشد كه همان نفس ناطقه باشد و اختلاف از نظر اعمال و درجات و مراتب آن در طاعت حق چنانچه همين نفس ناطقه را از نظر مراتب علم و معرفت به عقل هيولانى و عقل بالفعل و عقل بالملكه و عقل مستفاد تقسيم مىكنند ، و ممكن است روح قوت و روح شهوت و روح مدرج همه همان روح حيوانى باشند ، و روح ايمان و روح القدس روح انسانى و نفس ناطقه ، يا آن چهار روح مراتب نفس باشند و روح القدس همان خلق اعظم باشد ، زيرا ظاهر اكثر اخبار اين است كه روح القدس جدا از نفس است و محتمل است ارتباط روح القدس فرع بر حصول حالت قدسيه براى نفس باشد و اطلاع روح القدس بر نفس ناطقه به اعتبار حصول اين حالت باشد ، يا مقصود آن جوهر قدسى است كه در اين حال با نفس ناطقه مربوط مىشود .
چنانچه حكماء گويند ، وقتى نفس ناطقه از ملكات پست حيوانى پاك شد و به صفات عاليه آراسته گرديد و پردهء تاريك هيولا از آن زدوده گرديد و از علائق كوتاه جسمانى رست به عقل فعّال ارتباط خاصى پيدا مىكند چون ارتباط بدن به روح و در اين حال همه چيز را در عقل فعال مطالعه مىكند و در هر آن و هر ساعت علوم و حكمت و معارف از عقل فعال به وى افاضه مىشود ، و آن عملى كه در هر شب و هر روز به امام افاضه مىشود به همين معنى تأويل كردهاند ، و اين سخن گر چه بر مقدماتى مبتنى است كه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 819
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨١٩