پس از بازگشت او به خدا به قول خود كه سليمان « گفت پروردگارم مرا بيامرز و به من سلطنتى بده كه براى احدى بعد از من نشايد زيرا تو بسيار بخشندهاى » ، در اينجا پرسشى است و آن اين است كه چرا سليمان بخل ورزيد و رقابت كرد و سلطنتى خواست كه به ديگرى نشايد ، و در اينجا جوابها گفتهاند ، يكى آن كه انبياء به اذن خدا و طبق دستور او دعا كنند و خدا چنين مصلحت دانسته الخ .
سپس خدا بيان اجابت دعاى او را كرده است و فرموده : « ما باد را برايش مُسَخَّر كرديم كه به آسانى به فرمان او روان گردد » يعنى به نرمى و آسانى - از ابن زيد - و گفتهاند خوش و شتابان - از قتاده - و گفته شده يعنى به فرمان او باشد و به هر جا خواهد روان گردد - از ابن عباس - .
« هر جا صواب بيند » يعنى هر جا سليمان بخواهد از نواحى جهان - از اكثر مفسّرين - و حقيقتش اين است كه هر جا آهنگ كند به فرمان او باشد .
حسن گويد : بامداد از ايليا ( در فلسطين ) بيرون مىشد و نهار را در قزوين مىخورد و شب را در كابُل مىگذرانيد . . .
« و شياطين را » يعنى مُسَخَّر كرديم براى او شياطين را « از هر استاد بنّا » و مهندس ساختمانى براى كار در خشكى ، تا هر چه ساختمان مى خواهد براى او بسازند « و غوّاص در دريا » براى استخراج گوهر و جواهر كريمه تا هر چه خواهد براى او بر آرند « و ديگران از شياطين را در بند او كرديم » و زير غل و زنجير آهن او نموديم كه دو تا و سه تا را در يك زنجير مىبست و نمىتوانستند سر باز زنند در صورتى كه تمرُّد از دستور او
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 802
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٠٢