بودن آن وارد است ، و خردمندى ترديد نكند در كفر معتقد بدان .
دوم ، اينكه چون آنان بخواهند ، مقارن خواست آنها خدا اين كارها را مىنمايد ، چون شق القمر و احياء مردهها و مار نمودن عصا و معجزات ديگر كه همه به نيروى حق باشد ، ولى مقارن خواست آنان براى اثبات صدق آنها در دعوى خود ، اين معنى مخالف عقل نيست كه خدا آنها را آفريده و كامل كرده باشد و مصالح نظام عالم را به آنها الهام كرده باشد ، و هر چه را بخواهند خدا بيافريند ، و با اينكه اين معنى مانع عقلى ندارد ولى اخبار بسيارى كه ما در بحار آورديم مخالف آن است در غير مورد معجزات ، با اينكه چون دليلى ندارد قول بدان بر اساس جهل است و روا نيست ، و اگر بعضى اخبار بر آن دلالت كند ، چون خطبهء ( البيان ) و امثال آن اعتبارى بدان نيست ، زيرا اين گونه اخبار در كتابهاى غلات و هم عقيدههاى آنها است ، با اينكه ممكن است مقصود از اين اخبار بيان اين باشد كه ائمه علت غائى ايجادند و خدا آنها را در آسمان و زمين و نسبت به هر چيز مُطاع نموده و حتى جمادات از آنها فرمان برند ، و هر چه خواهند خدا انجام دهد ، ولى در عين حال جز آنچه خدا خواهد نخواهند ، و آنچه از اخبار رسيده است كه ملائكه و روح براى هر امرى بر آنها نازل مىشوند و هر فرشتهاى براى كارى فرود آيد اول بار نزد آنها رود ، براى اين نيست كه آنها در اين امور دخالتى دارند يا با آنها مشورتى مىشود ، بلكه صرفاً براى احترام و اظهار مقام آنها است - و مجلسى ، اخبارى براى اثبات اين موضوع نقل كرده است .
2 - تفويض در امر دين و اين هم به دو معنى است :
الف - اينكه خدا اختيار كامل داده است به پيغمبر و ائمه كه بدون
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 805
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٠٥