تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
است ، از اين جهت امام مىفرمايد : اين مقام از درك عقول عمومى بر كنار است و امرى است مكتوم و تنها خدا آن را مىداند و بس . علت اين سؤال اين است كه چون نزول ملائكه در شبهاى قدر دوران وصايت و امامت متضمن احكام و معلومات تازه‌اى است بر حسب تجديد زمان ، پس بايد اوصياء اطلاعات جديدى پيدا كنند كه انبياء از آن بىخبر بودند ، امام مىفرمايد : علم اوصياء محدود به وصايت است و از اندازهء علم انبياء بيرون نيست و اين حوادث ساليانه هم براى انبياء منكشف بوده و يا آنكه همزمان انكشاف براى اوصياء براى آنها نيز منكشف مىشود و از نظر ارتباط معنوى - رشتهء وصايت هميشه با مقام نبوت ارتباط طولى دارد . طرح اين سؤال هم بر اثر نظريهء تدريجى سابق است و چون در جواب سابق علم وصى محدود به وصايت شد و از حدود علم نبى نتواند بيرون باشد براى سائل اين فكر پديد شد كه علم اوصياء نسبت به يك ديگر اين محدوديت را ندارد و امام سال آينده ممكن است در شب قدر آن سال احكام و مطالبى درك كند كه امام سال گذشته از آن بىاطلاع بوده است ، در اينجا امام مىفرمايد : از نظر اصول كلى معلومات همهء اوصياء يكى است و آنچه در شب قدر بوسيلهء ملائكه تجديد مىشود موضوع احكام جزئى است در موارد مشخصهء جاريه در آن سال و اين علم جديدى محسوب نيست كه سبب امتياز اوصياء در مراتب علمى گردد . در اينجا مقصد از نزول ملائكه را در شب قدر نسبت به هر امرى راجع به دستور اجراء و ابلاغ آن دانسته چنانچه در قوانين بشرى معمول است وقتى حكمى و قانونى در مجلس شورى به تصويب رسيد با آنكه دولت وقت آن را مىداند نمىتواند اجراء كند تا دستور اجراى آن صادر شود و از طرف مجلس آن قانون براى اجراء به دولت وقت ابلاغ گردد . مرحوم مجلسى موضوع اين سؤال را حمل بر بداء كرده