است و از اين نظر آن را مخصوص اوصياء دانسته ولى بايد گفت منظور از اين سؤال ترفيع مقام معنوى نبوت و امامت است نسبت به تجديد هر شب قدرى چنانچه در رتبهء استخدامى مأمورين و كارمندان دولتها رسم است كه در فاصلههاى مقررى بر اثر ادامهء خدمت رتبهء تازهاى به آنها داده مىشود ، امام مىفرمايد : اين ترفيع رتبه موضوع محرمانهاى است نسبت به انبياء و اوصياء كه جز خود آنان كسى نمىتواند بر آن مطلع شود و شايد سرّش اين باشد كه بسا نسبت به سابقهء اوصياء توهم نقص براى مردم عادى پديد گردد . از مجلسى ( ره ) :
در بيان كلمهء " منكِر " يعنى منكِر ما و فضل ما و امامت ما و اينكه شب قدر مخصوص ما مىباشد ، ولى اين شرح درست به نظر نمىرسد زيرا امام در معترفان شب قدر هم دو دسته توضيح داده : يكى آنها كه شب قدر را قبول دارند و با ائمه مخالفند و ديگرى آنها كه شب قدر را قبول دارند و مخصوص ائمه مىدانند و اگر معنى منكِر چنان باشد كه مجلسى ( ره ) گفته ، تفصيل بعد از آن بىمورد است در اينجا ، اگر مقصود منكِر اصل شب قدر باشد معنى منكِر كافر است يعنى منكِر اسلام است ، زيرا اصل شب قدر ضرورى دين اسلام است و نص آيات بسيارى از قرآن مجيد است و اگر مقصود از منكِر ، منكِر وجود آن بعد از وفات پيغمبر باشد منظور اين است كه كسى كه منكِر بقاء شب قدر باشد بعد از وفات پيغمبر از مورد بحث خارج است و بايد با او در اصل وجود شب قدر بعد از پيغمبر ( ص ) سخن گفت ، پس مقصود از كلمهء " منكِر " اين است كه از مورد بحث ما خارج است . مجلسى ( ره ) از بصائر به سند وى از محمد بن سليمان ديلمى از پدرش گويد : از امام صادق ( ع ) پرسيدم ، گفتم : قربانت ، من از تو شنيدم كه چند بار فرمودى : اگر نباشد كه ما به علم خود بيافزائيم آنچه داريم به
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 776
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٧٦