تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
چنانچه از اخبار بداء استفاده مىشد و اين مقام از علم به انبياء و اوصياء افاضه نشده است و در موضوع علم كلى بايد گفت منظور همان مقام نبوت و ولايت است كه عبارت از ملكه و استعداد درك حقائق است از مبدأ بواسطهء وحى و الهام و رؤيت فرشته يا سماع از فرشته ، و مقام ديگرى نيست و لازمهء اين آمادگى و استعداد اطلاع حضورى و عمومى بر حقائق نيست بلكه بايد به طرق معينه از طرف خدا افاضه شود و يكى از آنها همان نزول ملائكه است در شب قدر و اينكه امام مىفرمايد : وقتى پيغمبر به معراج رفت و علم ما كان و ما يكون را آموخت به معنى همان كمال استعداد نبوت و درك آخرين مراحل آن است و معنى اينكه هر علمى داشت به على ( ع ) آموخت همان كمال معنوى مقام ولايت است كه از پيغمبر استفاده كرد چون كه علم عبارت از ملكات عاليهء حاصل در نفس است كه با وسائلى موجب حضور جزئيات مىشود ، مثلا يك عالم به فقه يا نحو يا نجوم عبارت از كسى است كه ملكهء استحضار مسائل آن علم را دارد و اين منافات ندارد كه در احضار مسائل نياز به مراجعهء كتب يا ابزار و اسباب مخصوص داشته باشد و معنى عالم به فقه يا نحو يا نجوم يا اسطرلاب اين نيست كه همهء مسائل آن علم بدون مراجعه يا تنظيم ابزار و آلات در خاطر او حاضر است ، بنا بر اين علم نبوت يك ملكه و استعداد عالى و مخصوصى است در نفس نبى كه وسيلهء كشف حقائق و احكام است و علم ولايت و امامت هم يك ملكهء عاليه و استعداد مخصوصى است در نفس ولى كه وسيلهء كشف حقائق و احكام است و اين منافات ندارد كه اوقات مخصوصى چون شب قدر يا حالات مخصوصى در استحضار حقائق و احكام در نفس نبى يا ولى و امام دخالت داشته باشد . منظور از اين سؤال بيان ارتباط علم به امور جزئيه و بخشنامه‌اى است با آن علم كلى كه مقام نبوت و ولايت است و در حقيقت سؤال از كيفيت وحى نسبت به انبياء ، و الهام و دريافت از ملائكه نسبت به اوصياء
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 774 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى