قوله : « فهو العلم الذى . . . تا آخر » شايد مقصود اين است كه در اين علم غالباً بداء نيست نه بطور مطلق در آن بداء نيست چنانچه از بسيارى اخبار ظاهر مىشود ، يا منظور از آن همان علم حتمى است يا علمى كه در شب قدر نازل مىشود يا علمى كه در هر شب و هر روز ظاهر مىشود . انتهى .
ولى طبق تحقيقى كه در باب بداء گذشت بيان شد كه بداء در مرحلهء قبل از علم صفاتى و افعالى است و مخصوص ذات احديت است و در مرحلهء ظهور صفاتى و افعالى بداء نيست و اين روايت هم مؤيد آن است و نياز به اين تقييد ندارد . از مجلسى ( ره ) :
1 - بحر اخضر همان بحر محيط است ، آن را اخضر خوانند بواسطهء سبزى و سياهى آن از نظر فراوانى آبش ، من مىگويم در دوران قديم درياى مديترانه را بواسطهء وسعت و امتداد آن تا اقيانوس ، بحر محيط مىناميدند .
2 - حاصل جواب اين است كه :
( 1 ) ممكن است خدا در بعضى اوقات بواسطهء مصلحتى چيزى را از ائمه پنهان دارد و اين مخالفت ندارد با اينكه علم كتاب نزد آنها است و هر گاه خدا بخواهد و يا محتاج شوند بدان مراجعه كنند .
( 2 ) مقصود اين باشد كه سخن اول حضرت در مجلس عمومى بوده و بر حسب تقيه از مخالفين ادا شده است يا در برابر شيعيان كم هوش و سست خرد براى آنكه مبادا ائمه را خدا بخوانند و اين وجه دوم روشنتر است . از مجلسى ( ره ) :
حاصل اين است كه امام به تعليم خدا امور نهانى را مىداند و اين خود جمع ميان آيات و روايات مختلفه است :
1 - ( 179 سوره آل عمران ) : « خدا را شيوه نيست كه شما را بر غيب مطلع كند ولى از رسل خود هر كه را خواهد انتخاب مىكند » .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 778
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٧٨