تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
چنانچه نبايد به اين توجه كرد كه در اين صورت بايد هر امام لا حقى از امام سابق اعلم باشد و بلكه از پيغمبران گذشته نيز زيرا نسبت به تسلسل انبياء كه افضيلت لا حق مسلّم است و خود همين موضوع سر اين كه خاتم انبياء افضل همهء انبياء گذشته و بلكه ائمهء معصومين هم افضل پيغمبران گذشته هستند زيرا اصل تكامل مقتضى همين معنى است ولى در موضوع تفاضل ميان ائمه و هم ميان پيغمبر و ائمه بايد گفت : كلهم من نور واحد . در اين دو حديث اشارهء لطيفى است به اين حقيقت كه دستورات هر زمانى براى خود آن زمان است و نسبت به زمان مترقى بعد جنبهء تاريخ دارد و كتب آنها به حساب آثار باستانى حفاظت و بايگانى مىشود و علم مفيد و مثمر براى بشر آن است كه روز به روز و ساعت به ساعت بنا بر اصل كلى قانون تكامل پديدار مىشود . مجلسى ( ره ) در آيهء هدهد گفته است : بيضاوى گفته " أَمْ " در اينجا منقطعه است و گويا چون هدهد را نديد گمان كرد پشت پرده است و فرمود : چرا او را نبينم ، سپس خوب وارسيد و فرمود : بلكه غائب است و براى او كيفر معين كرد به اين شرح : 1 - عذاب شديد : پرش را بكند و او را برابر آفتاب اندازد ، يا در سوراخ مورچگان تا او را بخورند ، يا با دشمن در قفسى حبس كند . 2 - سر او را ببرد تا مايهء عبرت ديگران گردد و بىاجازه غيبت نكنند ( و نظم را بر هم نزنند ) . پايان كلام بيضاوى . قوله ( ع ) : و لم يكن يعرف الماء تحت الهواء - زيرا سليمان و همراهانش روى بساط در هواء بودند و هدهد با چشم تيزى كه خدا به او داده بود از مسافت دور تشخيص مىداد كه آب زير هوا هست يا نه ( شايد وجود آب در هوا عبارت از چاههاى جوّى است كه امروز وسيلهء سقوط هواپيماها تشخيص داده شده و بوسائل جديد آنها را كشف مىكنند و از برخورد هواپيما به آن