قريشند كه بنى اميه و بنى مخزومند ، بنى اميه تا مدت محدودى بهرهء دنيا را دارند ولى بنو مغيره مخزوم را در روز بدر ، شما به سزاى خود رسانديد .
زمخشرى گفته : مقصود اين است كه به جاى شكر نعمت كه بر آنها واجب است كفر نهادند و نفس نعمت را بدل به كفران كردند و از خود سلب نمودند و حديث دو نابكارتر را از عمر روايت كرده ، و بايد گفت كه مقصود از نعمت : عموم اهل بيت است و اعتراف به ولايت آنها كه مخالفين كفران كردند و آن را از خود سلب نمودند يا اينكه به جاى اطاعت آنها از دشمنانشان كه اصل كفر بودند پيروى كردند . از مجلسى ( ره ) :
گفته شده است كه در آيات سابقه نعمتهائى است كه ذكر نبى و وصى در آنها نيست ، چطور مىشود اين آيه را به آنها متوجه ساخت ؟ من پاسخ گويم كه : ذكر بعضى از نعمتها منافات ندارد ، كلمهء " آلاء " شامل همه باشد زيرا كه وجود نبى و وصى از اعظم آنها است با اينكه بعضى آيات سابقه به وصى تأويل شده است چنانچه از امام رضا ( ع ) روايت شده كه «
عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ
» منظور از اين انسان ، امير المؤمنين ( ع ) است ، راوى گفت :
« عَلَّمَهُ الْبَيانَ »
يعنى چه ؟ فرمود : بيان هر چه مردم بدان نياز دارند به وى آموخت ، نجم هم به رسول خدا ( ص ) تفسير شده و شجره به ائمه ( ع ) و فرمود : سماء رسول خدا است و ميزان هم امير المؤمنين است كه براى سنجش خلق خود بر پا داشته ، گفتم : مقصود از اينكه مىفرمايد : «
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ
» چيست ؟ فرمود : يعنى نافرمانى امام نكنيد «
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ
» يعنى امام عادل را بر پا داريد «
وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ »
يعنى حق امام را نكاهيد و به او ستم نكنيد . و در روايات بسيارى شمس و قمر به رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين تفسير شده و حمل آلاء در اين آيه بر نبى و وصى ( ع ) دور نيست . پايان كلام مجلسى ( ره ) .