گفتهاند : مقصود اين است كه ستارهها نشانهء قبلهاند و بنا بر تفسير امام ، ضمير ( هم ) و ضمير ( يهتدون ) هر دو به علامات برگردند و اين اظهر است زيرا در آيهء قبل فرمايد : « كوههاى لنگروارى بر روى زمين افكند تا مبادا زمين بر شما بلرزد و جويها و راهها در آن نهاد شايد شما رهبرى شويد » و بنا بر تفسير مشهور بايد در اين آيه " تهتدون " گفته شود كه خطاب به مردم باشد ولى بنا بر تفسير امام نيازى نيست كه بگوئيم از خطاب التفات به غيبت شده است و وجود اين معانى در بطن آيات مخالف معنى ظاهر آنها نيست ، زيرا چنانچه براى اهل زمين كوهها و نهرها و ستارهها و علاماتى است كه از آنها به راههاى ظاهر زمين رهبرى شوند و امور معاش خود را اصلاح كنند هم چنان لنگرها از وجود انبياء و اوصياء و ائمه دارند كه بوسيلهء آنان زمين بر جا ماند و نشانههاى علوم و معارف باشند كه وسيلهء زندگى معنوى بشر است ، پس وجود پيغمبران و امامان خورشيد و ماه و اخترانى است كه بوسيلهء آنها به مصالح دنيا و آخرت رهبرى شوند . از شرح مجلسى ( ره ) :
1 - عدن يعنى اقامت و گفته شده است كه جنت عدن نام شهر بهشت است كه مسكن انبياء و علماء و شهداء و پيشوايان عادل است و مردم ديگر در بهشتهائى گرد آنند ، و گفته شده نام كاخى است مخصوص پيغمبر يا صديق يا شهيد يا امام عادل و گفتهاند : عدن نام نهرى است كه در دو سويش جنات عدن واقعند و اوّلى درستتر است .
2 - صنعاء شهرى است در يمن ( كه اكنون پايتخت است ) و أَيْلَه به همزهء مفتوحه و ياء ساكنه دو نقطه به زير در قاموس گفته است : نام كوهى است ميان مكه و مدينه نزديك ينبع و نام شهرى است ميان ينبع و مصر و نام قلعهء معروفى است و ايله به همزهء مكسوره نام دهى است در باخرز و نام دو جاى ديگر است . . ولى در كتب ديگر أبلّه ضبط شده به الف مضمومه و باء يك
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 727
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٢٧