آنها باشد و در قيامت مسئول معرفى و رسيدن به حساب آنها گردد .
البته تفسيرهاى مختلفهء آيات با هم منافات ندارد و به اعتبار وجوه مختلفه معانى الفاظ از نظر مفهوم صريح و كنايهء هر كدام به جاى خود درست و به موقع است . پايهء دعوت پيغمبران كه بىدينان را به حق مىخوانند انذار و بيم دادن از عذاب خدا است و پايهء كار اوصياء و امامان كه جانشينان پيغمبرند اجراء احكام و رهبرى مردم است ، در اينجا انذار را كه اساس گرويدن مردم است به اسلام ، صفت خاص پيغمبر دانسته ، يعنى او بود كه بوسيلهء انذار اسلام را مورد پذيرش مردم قرار داد و حكومت اسلامى را بر پا كرد و نيرو بخشيد ولى پس از پيغمبر وظيفهء ارشاد و هدايت مردم به وظائف اسلامى در عهدهء على ( ع ) و امامان معصوم بوده و هست .
طبرسى ( ره ) در تفسير آيه چند قول نقل كرده است :
1 - همانا تو بيم ده و رهبر هر قومى ، بنا بر اين لفظ ( لكل ) متعلق به ( هاد ) مىباشد و بر آن مقدم شده و ميان معطوف و معطوف عليه فاصله شده .
2 - ( لكل ) ظرف مستقر و خبر مقدّم براى ( هاد ) و مقصود اين است كه خدا رهبر هر قومى است .
3 - با همين اعْراب ولى مقصود اين باشد هر قومى پيغمبر رهبرى دارند . 4 - با همين اعْراب ولى مقصود از رهبر هر داعى به حقى باشد اعم از پيغمبر و امام و ديگران . مجلسى ( ره ) در جملهء " درخت براى ما سخن گفت " گويد :
يعنى براى ما ممكن است كه براى اقامهء معجزه در موقع مقتضى درخت را به سخن در آوريم چنانچه در مورد معجزه آوردن پيغمبر ( ص ) و امامان اخبارى در اين زمينه رسيده و نطق شجره يكى از معجزات معروف پيغمبر اسلام است .
و ممكن است مقصود اين باشد كه ما از بررسى درخت و حالات او
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 711
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧١١