شاهدى دارند .
دوم : از نظر اينكه احكام اسلامى در حد اعتدال است براى جامعهء بشرى و بر كنار از افراط و تفريط كيش يهود و نصارى است ، مثلا كيش يهود به ماديات و امور جسمانى بيشتر اهميت داده و كيش نصارى به روحانيت و تجرد ، و اسلام نسبت به هر دو در حد اعتدال است و از اين نظر ترازوى سنجش افراط و تفريط مذهب يهود و نصارى است و در حد وسط است و چون افراط و تفريط آنها با مقررات اسلام سنجيده و معلوم مىشود امت اسلامى نسبت به آنها شاهد محسوب است يعنى گواه بر افراط و تفريط مذهب آنها است .
ولى چون كلمهء " الناس " در قرآن بيشتر در مردم عرب استعمال شده است ، معنى آيه اين است كه شما امت وسط هستيد تا شاهد باشيد نسبت به مردم و بنا بر اين خود مسلمانان دو دسته مىشوند : شاهد و مشهود عليه ، و شرط دستهء شاهد اين است كه وسط باشند ، يعنى عادل باشند از نظر عقيده و كردار و هيچ گونه انحراف و افراط و تفريطى از نظر عقيده و اخلاق و كردار در آنها نباشد و اين حقيقت جز در شخص معصوم محقق نيست كه تعليم يافتهء مقام نبوت باشد ، بنا بر اين مصداق آن منحصر به امام معصوم است چنانچه در روايت دوم باب مىفرمايد : « نحن الامة الوسطى » و اطلاق امت بر فرد كامل در قرآن مجيد اصطلاح معجز مآبى است چنانچه در آيهء ( 120 سوره نحل ) مىفرمايد : « به راستى ابراهيم يك امت پرستندهء خدا بود » و با سنجش اين دو مضمون موضوع تطبيق اين آيه بر ائمه روشنتر مىشود و پس از اينكه عنوان شاهد بر امام معصوم منطبق شد و از اينجا شركت او با پيغمبر در وظيفهء تبليغ دين مسلّم گرديد به خوبى روشن مىشود كه در هر عصرى امام معصومى لازم است كه شاهد اهل آن عصر باشد و معناى حديث اول ثابت مىگردد كه آيهء «
إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ
» را به اين معنى تفسير كرده كه در هر قرنى براى امت اسلامى شهيدى بايد كه مسئول تبليغ دين به