هم روايت شده است ، بنا بر اين مراد به «
الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
» پيغمبر و خاندان او است و اين آيه متضمن بشارت آنها است به استخلاف و تسلط بر همهء بلاد و رفع خوف از آنان به قيام مهدى ( ع ) و مقصود از تشبيه به خلافت گذشتهها اين است كه شخص شايسته را فرمانده و خليفهء زمين كند چنانچه آدم و داود و سليمان ( ع ) را در سابق خليفه نمود و آيهء «
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
» هم بر آن دلالت دارد - پايان كلام مجلسى ( ره ) .
من در مقدمهء كتاب شرح و ترجمه " كمال الدين و تمام النعمة " تاليف شيخ بزرگوار صدوق ، اين آيه مباركه را بدين بيان تحليل و تجزيه كردم كه : وضع محيط اسلام و مسلمانى بر اساس زير استوار گردد :
1 - اهل ايمان و عمل صالح ، جانشينان روى زمين باشند و حكومت زمين به دست آنها باشد و ديگرى نباشد كه مزاحم آنها گردد .
2 - دينى كه پسند خدا باشد با قدرت و تمكين خدا داده در محيط زمين اجراء كنند .
3 - پس از ترس و هراسى كه داشتند ، امنيت و آسودگى يابند .
4 - خدا را به يگانگى بپرستند و به هيچ وجه شرك و دوگانهپرستى نداشته باشند .
آنچه بيشتر در ضمن اين فهرست بايد مورد توجه باشد ، موضوع جانشينى در زمين ، امنيت عمومى و خداپرستى خالصانه است ، جانشينى در زمين يا به معنى حكومت در زمين است يا سكونت در زمين به جاى ديگران و در عين حال كه اين دو معنى به هم نزديك است مفاد آن مژده به يك حكومت ايمانى بىمعارض و مزاحم و يا انحصار سكونت در زمين به اهل ايمان و عمل صالح است .
امنيت عمومى هم در صورتى است كه هيچ دشمنى كه مايهء ترس و هراس از اجراء مقررات دين و ايمان است در برابر نباشد و اهل ايمان همهء